conclusion

[ایالات متحده]/kənˈkluːʒn/
[بریتانیا]/kənˈkluːʒn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایان یا خاتمه یک رویداد یا فرآیند؛ یک باور، نظر، یا قضاوت که پس از بررسی به آن رسیده شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

in conclusion

نتیجه‌گیری

draw a conclusion

نتیجه‌گیری کنید

draw the conclusion

نتیجه‌گیری را انجام دهید

reach a conclusion

به نتیجه برسید

foregone conclusion

نتیجه از پیش تعیین شده

draw conclusion

نتیجه‌گیری کنید

expert conclusion

نتیجه‌گیری متخصص

audit conclusion

نتیجه‌گیری حسابرسی

جملات نمونه

The conclusion is incorrect.

نتیجه‌گیری نادرست است.

the conclusion of a peace treaty

نتیجه‌گیری یک پیمان صلح

All these conclusions are provisional.

همه این نتیجه‌گیری‌ها موقت هستند.

the conclusion of World War Two.

نتیجه جنگ جهانی دوم.

the conclusion of a free-trade accord.

نتیجه‌گیری یک توافق تجاری آزاد.

such a conclusion by itself would be reductive.

چنین نتیجه‌گیری به خودی خود کاهنده خواهد بود.

deduce a conclusion from these facts

نتیجه‌گیری را از این حقایق استنباط کنید.

generalize a conclusion from the facts

نتیجه‌گیری را از حقایق تعمیم دهید.

derive a conclusion from facts.

نتیجه‌گیری را از حقایق استخراج کنید.

The conclusion of the movie was anticlimactic.

نتیجه فیلم ضد اوج بود.

a fallacious conclusion

نتیجه‌گیری نادرست

These conclusions are totally at variance with the evidence.

این نتیجه‌گیری‌ها کاملاً با شواهد در تضاد هستند.

Several conclusions flow from this hypothesis.

چند نتیجه‌گیری از این فرضیه حاصل می‌شود.

in conclusion, it is clear that the market is maturing.

در نتیجه، واضح است که بازار در حال بلوغ است.

the conclusion is encapsulated in one sentence.

نتیجه‌گیری در یک جمله خلاصه شده است.

the conclusions of Gardner et al.

نتیجه‌گیری‌های Gardner و دیگران

نمونه‌های واقعی

The two governments have reached a tentative conclusion regarding border issues.

دو دولت به یک نتیجه‌گیری موقت در مورد مسائل مرزی رسیده‌اند.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

In comedy the resolution is the punchline; in presentations your resolution is your conclusion.

در کمدی، نتیجه‌گیری خط پایان است؛ در ارائه، نتیجه شما نتیجه‌گیری شماست.

منبع: The secret to keeping conversations from falling flat.

The Reports do not draw legal conclusions.

گزارش‌ها به نتیجه‌گیری‌های قانونی نمی‌رسند.

منبع: VOA Daily Standard March 2017 Collection

Let's just follow the paradoxical timeline through BEYOND its paradoxical conclusion.

فقط از خط زمانی متناقض از طریق فراتر از نتیجه متناقض آن پیروی کنیم.

منبع: Minute Physics

He reached this conclusion after studying a meteorite.

او پس از مطالعه یک شهاب سنگ به این نتیجه رسید.

منبع: Sophie's World (Original Version)

Data examined by TIME support that conclusion.

اطلاعات بررسی شده توسط TIME از آن نتیجه پشتیبانی می‌کنند.

منبع: Time

I thought it was a foregoing conclusion that we would have peace.

فکر می‌کردم نتیجه‌ای پیش‌بینی شده این بود که ما صلح خواهیم داشت.

منبع: BBC Listening Collection April 2014

CODIS offers objective conclusions, rather than opinions.

CODIS نتیجه‌گیری‌های عینی ارائه می‌دهد، نه نظرات.

منبع: VOA Daily Standard March 2018 Collection

It is the conclusion that is reached.

نتیجه‌ای است که حاصل می‌شود.

منبع: 6 Minute English

That would be the wrong conclusion to draw.

این نتیجه‌ای نبود که باید گرفت.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید