confidential

[ایالات متحده]/ˌkɒnfɪˈdenʃl/
[بریتانیا]/ˌkɑːnfɪˈdenʃl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مخفی، خصوصی، صمیمی، درگیر در کارهای محرمانه.

عبارات و ترکیب‌ها

confidential information

اطلاعات محرمانه

strictly confidential

کاملاً محرمانه

confidential data

اطلاعات محرمانه

keep confidential

محرمانه نگه دارید

private and confidential

محرمانه و خصوصی

confidential agreement

توافقنامه محرمانه

جملات نمونه

on confidential terms with sb.

در شرایط محرمانه با کسی

commercially confidential data

اطلاعات محرمانه تجاری

the prime minister's confidential secretary.

معاون محرمانه نخست‌وزیر

She became my confidential secretary.

او معاون محرمانه من شد.

Please lock up these confidential reports.

لطفاً این گزارش‌های محرمانه را قفل کنید.

We have a confidential exchange of views.

ما یک تبادل نظر محرمانه داریم.

Don't become too confidential with strangers.

با غریبه ها خیلی صمیمی نشوید.

She is a confidential secretary of Mr. Smith.

او معاون محرمانه آقای اسمیت است.

his confidential speech was not meant for public consumption.

سخنرانی محرمانه او برای مصرف عمومی در نظر گرفته نشده بود.

a confidential tone of voice.See Synonyms at familiar

لحن محرمانه صدا. به مترادف ها در آشنا مراجعه کنید

he dropped his voice to a confidential whisper.

او صدای خود را به زمزمه محرمانه کاهش داد.

the Home Office trawled through twenty-five-year-old confidential files.

وزارت کشور از طریق پروندهای محرمانه 25 ساله جستجو کرد.

the government took the unprecedented step of releasing confidential correspondence.

دولت اقدام بی‌سابقه انتشار مکاتبات محرمانه را انجام داد.

He refused to allow his secretary to handle confidential letters.

او از اجازه دادن به منشی خود برای رسیدگی به نامه های محرمانه امتناع کرد.

The whole banking scandal came into the open after somebody found some confidential documents on a train.

کل رسوایی بانکی پس از اینکه کسی اسناد محرمانه ای را در قطار پیدا کرد، آشکار شد.

For Stepney to share 780 pages of confidential Ferrari technical information with a McLaren employee was a heinously treacherous act.

به اشتراک گذاشتن 780 صفحه اطلاعات فنی محرمانه فراری با یک کارمند مک لارن یک عمل خیانت آمیز بود.

a reporter sacked for revealing a confidential source. See also Synonyms at eject

گزارشگری که به دلیل افشای منبع محرمانه اخراج شد. همچنین به مترادف ها در اخراج مراجعه کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید