confirmable data
دادههای قابل تایید
confirmable evidence
گواهی قابل تایید
confirmable results
نتایج قابل تایید
confirmable facts
حقایق قابل تایید
confirmable sources
منابع قابل تایید
confirmable statements
اظهارات قابل تایید
confirmable claims
ادعاهای قابل تایید
confirmable transactions
تراکنشهای قابل تایید
confirmable agreements
توافقات قابل تایید
confirmable information
اطلاعات قابل تایید
the results are confirmable through further testing.
نتایج از طریق آزمایشهای بیشتر قابل تایید هستند.
all claims made must be confirmable by evidence.
همه ادعاهایی که مطرح میشوند باید با مدارک قابل تایید باشند.
her identity is confirmable with official documents.
هویت او با مدارک رسمی قابل تایید است.
the data is confirmable by independent sources.
این دادهها با استفاده از منابع مستقل قابل تایید است.
we need confirmable facts before making a decision.
ما قبل از تصمیمگیری به حقایقی نیاز داریم که قابل تایید باشند.
his alibi is confirmable by several witnesses.
اتهامزدايي او توسط چندین شاهد قابل تایید است.
the findings are confirmable by peer review.
یافتهها از طریق بررسی همتایان قابل تایید است.
it is essential to have confirmable information.
داشتن اطلاعات قابل تایید ضروری است.
we require confirmable data for the research.
ما برای تحقیق به دادههای قابل تایید نیاز داریم.
her statements are not confirmable at this time.
اظهارات او در حال حاضر قابل تایید نیستند.
confirmable data
دادههای قابل تایید
confirmable evidence
گواهی قابل تایید
confirmable results
نتایج قابل تایید
confirmable facts
حقایق قابل تایید
confirmable sources
منابع قابل تایید
confirmable statements
اظهارات قابل تایید
confirmable claims
ادعاهای قابل تایید
confirmable transactions
تراکنشهای قابل تایید
confirmable agreements
توافقات قابل تایید
confirmable information
اطلاعات قابل تایید
the results are confirmable through further testing.
نتایج از طریق آزمایشهای بیشتر قابل تایید هستند.
all claims made must be confirmable by evidence.
همه ادعاهایی که مطرح میشوند باید با مدارک قابل تایید باشند.
her identity is confirmable with official documents.
هویت او با مدارک رسمی قابل تایید است.
the data is confirmable by independent sources.
این دادهها با استفاده از منابع مستقل قابل تایید است.
we need confirmable facts before making a decision.
ما قبل از تصمیمگیری به حقایقی نیاز داریم که قابل تایید باشند.
his alibi is confirmable by several witnesses.
اتهامزدايي او توسط چندین شاهد قابل تایید است.
the findings are confirmable by peer review.
یافتهها از طریق بررسی همتایان قابل تایید است.
it is essential to have confirmable information.
داشتن اطلاعات قابل تایید ضروری است.
we require confirmable data for the research.
ما برای تحقیق به دادههای قابل تایید نیاز داریم.
her statements are not confirmable at this time.
اظهارات او در حال حاضر قابل تایید نیستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید