connectors

[ایالات متحده]/[ˈkɒnˌektəz]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːnˌektərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیئی که چیزها را به هم متصل یا مرتبط می‌کند؛ شخصی که افراد یا چیزها را به هم متصل می‌کند؛ در الکترونیک، قطعه‌ای که دو یا چند مدار الکتریکی را به هم متصل می‌کند؛ در محاسبات، دستگاه یا نرم‌افزاری که امکان برقراری ارتباط بین اجزای مختلف یک سیستم را فراهم می‌کند.
v. به هم متصل یا مرتبط کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

connectors matter

اتصالات مهم هستند

connecting connectors

اتصال قطعات اتصال دهنده

use connectors

از اتصالات استفاده کنید

connector types

انواع اتصالات

connector failure

خرابی اتصالات

connector cable

کابل اتصال دهنده

connector kit

کیت اتصالات

connector standard

استاندارد اتصال دهنده

جملات نمونه

the company needs to streamline operations, so they're investing in new software.

شرکت نیاز دارد عملیات را ساده کند، بنابراین در حال سرمایه‌گذاری در نرم‌افزار جدید هستند.

he failed the exam, but he's determined to study harder next time.

او در امتحان قبول نشد، اما مصمم است دفعه بعد بیشتر مطالعه کند.

the project was delayed, and we had to reschedule the launch date.

پروژه به تعویق افتاد و مجبور شدیم تاریخ عرضه را دوباره برنامه‌ریزی کنیم.

she enjoys hiking and camping in the mountains during the summer.

او از پیاده‌روی و کمپینگ در کوه‌ها در تابستان لذت می‌برد.

the weather was terrible, yet we still managed to have a great time.

هوا وحشتناک بود، با این حال ما هنوز هم موفق شدیم اوقات خوبی داشته باشیم.

the data is inconclusive, or further research is needed to confirm the findings.

داده‌ها نتیجه‌گیری ندارند، یا برای تایید یافته‌ها به تحقیقات بیشتری نیاز است.

he arrived late, as a result, he missed the beginning of the presentation.

او دیر رسید، در نتیجه، شروع ارائه را از دست داد.

the price is reasonable, and the quality is excellent.

قیمت مناسب است و کیفیت عالی است.

she is a talented musician, not to mention a skilled painter.

او یک نوازنده با استعداد است، چه رسد به یک نقاش ماهر.

the team worked tirelessly, in order to meet the deadline.

تیم بی‌وقفه کار کرد تا مهلت مقرر را رعایت کند.

the restaurant was fully booked, otherwise we would have eaten there.

رستوران کاملاً رزرو شده بود، در غیر این صورت آنجا غذا می‌خوردیم.

the instructions were clear, and the process was straightforward.

دستورالعمل‌ها واضح بودند و فرآیند ساده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید