consonant

[ایالات متحده]/ˈkɒnsənənt/
[بریتانیا]/ˈkɑːnsənənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای گفتاری که صدای واکه نیست
adj. در توافق یا هماهنگی با
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

initial consonant

همخوان آغازه

voiced consonant

همخوان واکه‌ای

unvoiced consonant

همخوان غیرواکه‌ای

consonant cluster

خوشه‌واکه‌ها

جملات نمونه

the findings are consonant with other research.

یافته‌ها با سایر تحقیقات همخوانی دارند.

remarks consonant with our own beliefs.

نظراتی که با باورهای ما همخوانی دارد.

the bass is consonant with all the upper notes.

بیس با تمام نت‌های بالایی هم‌صدا است.

an unpronounceable foreign word; unutterable consonant clusters.

یک کلمه خارجی که تلفظ آن امکان پذیر نیست؛ خوشه‌های صامت غیرقابل بیان.

the sibilant consonants; a sibilant bird call.

صامت‌های سibilant؛ صدای پرنده sibilant.

Consonants are frequently assimilated to neighboring consonants.

مصوت ها اغلب به مصوت های مجاور جذب می شوند.

The quality of this suit isn’t quite consonant with its price.

کیفیت این لباس با قیمت آن مطابقت ندارد.

consonants motivating a short vowel were all originally geminate.

صامت‌هایی که باعث کوتاه شدن مصوت می‌شدند، همگی در اصل دوتایی بودند.

A change that involves the insertion of a consonant or vowel sound to the middle of a word is known as epenthesis.

تغییری که شامل درج یک صدای صامت یا مصوت در وسط یک کلمه می‌شود، به عنوان اپنتزیس شناخته می‌شود.

regular attendance at school. What isnatural is proper to, consonant with, or in accord with one's inherent nature or character:

حضور منظم در مدرسه. چه چیزی طبیعی است، شایسته، همسو یا مطابق با طبیعت یا شخصیت ذاتی یک فرد:

a continuant consonant produced by breath moving against a narrowing of the vocal tract.

یک صامت پیوسته که توسط تنفس در برابر باریک شدن مجرای صوتی تولید می‌شود.

Each line is divided by a caesura into two halves; and there are two stresses in each half, falling on the alliterative consonants or vowels.

هر خط با یک وقفه‌ تقسیم شده است به دو نیم؛ و در هر نیمه دو تاکید وجود دارد که روی مصوت‌ها یا حروف بی‌صدای هم‌آوازی می‌افتد.

Karlgren explains that the hanzi belonging to one set had homorganic initial consonants (e.g. k, g), the same main vowel, and the same final consonant.

کالگرلن توضیح می‌دهد که هانزی متعلق به یک مجموعه، دارای صامت‌های اولیه هم‌جنس (به عنوان مثال، k، g)، مصوت اصلی یکسان و صامت انتهایی یکسان بود.

This paper fucoses on context sound changes in Suomo speech rGalrong language, including consonant, vowel and tone changes, which will be the weakening, eclipsis, accommodation and dissimilation ect.

این مقاله بر تغییرات صوتی در متن در زبان سوومو rGalrong تمرکز دارد، از جمله تغییرات صامت، مصوت و آهنگ، که شامل ضعیف شدن، خورشید گرفتگی، تطابق و عدم تطابق و غیره خواهد بود.

I practice the consonant V hard by biting my lower lip.I often read aloud the words such as drive, vegetable and five turgidly.

من صامت V را با گاز گرفتن لب پایینم به سختی تمرین می‌کنم. اغلب کلماتی مانند drive، vegetable و five را با لحنی سنگین با صدای بلند می‌خوانم.

Brahmi is semialphabetic, each consonant having either an inherent a sound pronounced after it or a diacritic mark to show another vowel;

برهمی نیمه الفبایی است، هر صامت دارای یک صدای a ذاتی است که بعد از آن تلفظ می‌شود یا یک علامت دیگراف برای نشان دادن مصوت دیگر;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید