continuance

[ایالات متحده]/kən'tɪnjʊəns/
[بریتانیا]/kən'tɪnjʊəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت ادامه یا دوره‌ای که چیزی ادامه دارد؛ مدت زمان بدون وقفه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

continuance of contract

ادامه قرارداد

continuance of study

ادامه تحصیل

continuance commitment

تعهد استمرار

جملات نمونه

the continuance of a story

ادامه یک داستان

a continuance of fine weather

ادامه هوای خوب

We admire him for his continuance of work in spite of illness.

ما او را به خاطر ادامه کارش با وجود بیماری تحسین می کنیم.

his interests encouraged him to favour the continuance of war.

علاقه مندی های او او را تشویق کرد تا از ادامه جنگ حمایت کند.

the trademarks shall be used only during the continuance of this agreement.

علامه ها فقط در طول مدت اعتبار این قرارداد استفاده خواهند شد.

the king's ministers depended on his favour for their continuance in office.

وزرای پادشاه برای حفظ مقام خود به لطف او وابسته بودند.

? of stitch the sole to the upper of postscript swollen kind and should see, the continuance of such situation is not a few centuries (point to two sansei discipline) thing.

? از دوخت زیره به قسمت بالایی نامه پس از آن متورم و باید دید، ادامه چنین وضعیتی چند قرن نیست (اشاره به دو سانسی انضباط) چیز.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید