contraptions

[ایالات متحده]/kənˈtræpʃənz/
[بریتانیا]/kənˈtræpʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌ها یا اختراعات عجیب

عبارات و ترکیب‌ها

crazy contraptions

دستگاه‌های عجیب و غریب

ingenious contraptions

دستگاه‌های نوآورانه

mechanical contraptions

دستگاه‌های مکانیکی

simple contraptions

دستگاه‌های ساده

funny contraptions

دستگاه‌های خنده‌دار

old contraptions

دستگاه‌های قدیمی

strange contraptions

دستگاه‌های عجیب

useful contraptions

دستگاه‌های مفید

clever contraptions

دستگاه‌های باهوش

complex contraptions

دستگاه‌های پیچیده

جملات نمونه

he invented several contraptions to help with gardening.

او چندین وسیله برای کمک به باغبانی اختراع کرد.

these contraptions can simplify complex tasks.

این وسایل می‌توانند وظایف پیچیده را ساده کنند.

she showcased her latest contraptions at the science fair.

او آخرین وسایل خود را در نمایشگاه علم به نمایش گذاشت.

the workshop was filled with strange contraptions.

کارگاه با وسایل عجیب و غریب پر شده بود.

his room is cluttered with various contraptions and gadgets.

اتاق او مملو از وسایل و ابزارهای مختلف است.

they designed innovative contraptions for the competition.

آنها وسایل نوآورانه ای برای مسابقه طراحی کردند.

some contraptions are more useful than they appear.

برخی از وسایل بیشتر از آنچه به نظر می رسد مفید هستند.

he loves tinkering with mechanical contraptions.

او عاشق ورجه و ورجه کردن با وسایل مکانیکی است.

these contraptions can be used for multiple purposes.

می توان از این وسایل برای اهداف متعددی استفاده کرد.

her contraptions often leave people amazed.

وسایل او اغلب باعث شگفتی مردم می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید