conversational

[ایالات متحده]/kɒnvə'seɪʃ(ə)n(ə)l/
[بریتانیا]/ˌkɑnvɚ'seʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های مکالمه; غیررسمی یا آشنا.

عبارات و ترکیب‌ها

conversational implicature

اشاره ضمنی

conversational system

سیستم گفت‌وگو

جملات نمونه

The article is written in a conversational style.

مقاله به سبک محاوره نوشته شده است.

In conversational English “is not” often contracts to “isn't”.

در انگلیسی محاوره ای، "is not" اغلب به "isn't" خلاصه می شود.

Her tone was mild, almost conversational.

لحن او ملایم بود، تقریباً محاوره ای.

She values herself on her conversational powers.

او به توانایی های محاوره ای خود ارزش می دهد.

tourists and Sunday ramblers on the village streets; a conversational rambler.

گردشگران و کسانی که روزهای یکشنبه در خیابان های دهکده قدم می زنند؛ یک گردشگر محاوره ای.

In conversational English “is not” often contracts to “isn’t”.

در انگلیسی محاوره ای، "is not" اغلب به "isn't" خلاصه می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید