convertible

[ایالات متحده]/kənˈvɜːtəbl/
[بریتانیا]/kənˈvɜːrtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تبدیل یا تا شدن
n. ظرفیت برای تغییر.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a convertible car

خودروی کانورت بل

convertible sofa bed

مبل تخت خواب کانورت بل

convertible bond

اوراق قرضه قابل تبدیل

convertible currency

ارز کانورت بل

convertible preferred stock

سهام ترجیحی کانورت بل

convertible securities

اوراق بهادار کانورت بل

جملات نمونه

Heat is convertible into electricity.

گرما را می‌توان به برق تبدیل کرد.

a convertible sofa bed.

یک تخت‌خواب مبلی تاشو.

dollars convertible into yen.

دلار قابل تبدیل به ین.

coveted the new convertible;

علاقه زیادی به خودروی کانورت جدید داشتند.

That new white convertible is totally awesome.

آن خودروی کانورت سفید جدید کاملاً عالی است.

nationalism is too easily convertible into bitterness and selfishness.

میهن‌پرستی به راحتی به تلخی و خودخواهی تبدیل می‌شود.

They don’t have access to a convertible currency.

آنها به ارز قابل تبدیل دسترسی ندارند.

The company will debut the new six-cylinder convertible next fall)

شرکت قصد دارد در پاییز آینده مدل جدید کانورت با موتور ۶ سیلندر را معرفی کند.

The convertible sofa means that the apartment can sleep four.

مبلمان کانورت به این معنی است که آپارتمان می‌تواند چهار نفر را در خود جای دهد.

Each share of Series A Convertible Preferred Stock will carry a number of votes equal to the number of shares of common stock issuable as if converted at the record date.

هر سهم از سهام ممتاز ترجیحی قابل تبدیل سری A دارای تعداد رای‌هایی به میزان سهام عادی قابل صدور در صورت تبدیل در تاریخ ثبت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید