conveyors

[ایالات متحده]/kənˈveɪəz/
[بریتانیا]/kənˈveɪərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماشین‌ها یا دستگاه‌هایی که اقلام را از یک مکان به مکان دیگر منتقل می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

conveyors belt

نوار نقاله

conveyors system

سیستم نقاله

conveyors type

نوع نقاله

conveyors design

طراحی نقاله

conveyors speed

سرعت نقاله

conveyors efficiency

بازدهی نقاله

conveyors maintenance

نگهداری نقاله

conveyors installation

نصب نقاله

conveyors operation

عملکرد نقاله

conveyors capacity

ظرفیت نقاله

جملات نمونه

conveyors are essential in modern manufacturing processes.

نوار نقاله برای فرآیندهای تولید مدرن ضروری هستند.

we installed new conveyors to improve efficiency.

ما نوار نقاله های جدید نصب کردیم تا بهره وری را بهبود بخشیم.

the conveyors transport materials from one station to another.

نوار نقاله مواد را از یک ایستگاه به ایستگاه دیگر منتقل می کند.

regular maintenance of conveyors is necessary for safety.

تعویض منظم نوار نقاله برای ایمنی ضروری است.

automated conveyors can significantly reduce labor costs.

نوار نقاله اتوماتیک می تواند به طور قابل توجهی هزینه های نیروی کار را کاهش دهد.

different types of conveyors are used for various applications.

انواع مختلفی از نوار نقاله برای کاربردهای مختلف استفاده می شود.

the factory relies heavily on conveyors for logistics.

کارخانه به شدت به نوار نقاله برای لجستیک متکی است.

we need to upgrade our conveyors to handle larger loads.

ما باید نوار نقاله های خود را برای حمل بار بیشتر ارتقا دهیم.

conveyors can be customized to fit specific production lines.

می توان نوار نقاله را سفارشی کرد تا با خطوط تولید خاص مطابقت داشته باشد.

safety guards are installed on conveyors to prevent accidents.

برای جلوگیری از حوادث، محافظ های ایمنی روی نوار نقاله نصب می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید