cork

[ایالات متحده]/kɔːk/
[بریتانیا]/kɔːrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماده شناور و الاستیک که از پوست خارجی درخت بلوط کُرک به دست می‌آید؛ یک درپوش ساخته شده از کُرک یا محصول کُرک
vt. با درپوش کُرک بسته یا مسدود کردن؛ محدود کردن یا مسدود کردن
adj. ساخته شده از کُرک یا مربوط به کُرک
Word Forms
قسمت سوم فعلcorked
زمان گذشتهcorked
جمعcorks
صفت یا فعل حال استمراریcorking
شکل سوم شخص مفردcorks

عبارات و ترکیب‌ها

cork board

تخته‌گچی

cork flooring

کفپوش چوب پنبه

cork screw

پیچ چوب پنبه

wine cork

درب بطری چوب پنبه

cork stopper

درب چوب پنبه

cork oak tree

درخت بلوط چوب پنبه

cork industry

صنعت چوب پنبه

like a cork

مثل یک درب بطری چوب پنبه

cork oak

بلوط چوب پنبه

cork sheet

ورق چوب پنبه

جملات نمونه

cork up one's feeling

مهار کردن احساسات

draw a cork from a bottle

بیرون کشیدن درب بطری

a cork bobbing on the water.

یک دوشک شناور روی آب.

The cork flew off with a pop.

درب بطری با صدای پاپ پرتاب شد.

a corking good story.

یک داستان بسیار خوب.

Cork is a very buoyant material.

چوب پنبه یک ماده بسیار شناور است.

cars in corking condition.

ماشین‌هایی در شرایط عالی.

jammed the cork in the bottle.

درب بطری را در بطری جا داد.

plugged a cork in the bottle.

درب بطری را در بطری جا زد.

tried to cork my anger.

سعی کردم خشمم را مهار کنم.

the cork has the name of the château inked on to the side.

روی درب بطری نام قلعه با جوهر نوشته شده است.

Walk for long on cork floor, stand indefatigability.

برای مدت طولانی روی کفپوش چوب پنبه راه بروید، با استقامت بایستید.

Cork scrambled a 1–0 win over Monaghan.

کُرک با نتیجه 1-0 بر موناهان غلبه کرد.

Our army completely surrounded and corked up the enemy stronghold.

ارتش ما به طور کامل محاصره و قلعه دشمن را مسدود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید