cortege

[ایالات متحده]/kɔ:ˈteiʒ/
[بریتانیا]/kɔr'teʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دسته، گروهی از همراهان.
Word Forms
جمعcorteges

جملات نمونه

a cortege of mourners

رَشتی از سوگواران

نمونه‌های واقعی

Along the royal mile thousands waited to see the cortege.

در طول مسیر سلطنتی، هزاران نفر منتظر بودند تا کارژ را ببینند.

منبع: VOA Standard English_Europe

In 2002, at 12.45 pm, a Lancaster bomber and two Spitfires flew over the cortege for his wife and dipped their wings.

در سال 2002، ساعت 12:45 بعد از ظهر، یک بمب‌افکن لنکستر و دو هواپیمای اسپیت‌فایر بر فراز کارژ برای همسرش پرواز کردند و بال‌های خود را خم کردند.

منبع: The Guardian (Article Version)

His cortege travelled through the streets after the 60-year-old had been lying in state where thousands queued to file past his coffin.

کارژ او از میان خیابان‌ها عبور کرد، پس از آنکه فرد 60 ساله در حالت دروغین قرار داشت و هزاران نفر برای عبور از کنار تابوتش صف کشیده بودند.

منبع: BBC World Headlines

She could not have conceivedof a more desolate cortege.

او نمی‌توانست تصوری از کارژ ویرانه‌تر داشته باشد.

منبع: One Hundred Years of Solitude

Knight and Stephen went outside, and came close to the procession as it moved off. A carriage belonging to the cortege turned round close to a lamp.

نایت و استیون بیرون رفتند و نزدیک صف شدند، زیرا شروع به حرکت کرد. یک ارابه متعلق به کارژ نزدیک یک چراغ چرخید.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید