cosmonaut

[ایالات متحده]/'kɒzmənɔːt/
[بریتانیا]/ˈkɑzməˌnɔt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فضانورد روسی
Word Forms

جملات نمونه

The cosmonauts photographed the rise of the sun in space.

محافظان فضا، طلوع خورشید را در فضا عکاسی کردند.

The cosmonaut trained extensively before the space mission.

محافظ فضا قبل از ماموریت فضایی به طور گسترده آموزش دید.

The cosmonauts conducted experiments on the International Space Station.

محافظان فضا آزمایش‌هایی را در ایستگاه فضایی بین‌المللی انجام دادند.

The cosmonauts experienced weightlessness in space.

محافظان فضا بی‌وزنی را در فضا تجربه کردند.

The cosmonauts wore specialized suits during their spacewalk.

محافظان فضا در هنگام پیاده‌روی فضایی لباس‌های تخصصی پوشیدند.

The cosmonauts communicated with mission control on Earth.

محافظان فضا با مرکز کنترل ماموریت در زمین ارتباط برقرار کردند.

The cosmonauts gazed at the Earth from their spacecraft.

محافظان فضا از سفینه فضایی خود به زمین خیره شدند.

The cosmonauts faced challenges while adapting to life in space.

محافظان فضا در هنگام سازگاری با زندگی در فضا با چالش‌هایی روبرو شدند.

The cosmonauts conducted repairs on the space station.

محافظان فضا تعمیرات ایستگاه فضایی را انجام دادند.

The cosmonauts conducted scientific research in microgravity.

محافظان فضا تحقیقات علمی را در بی‌وزنی انجام دادند.

The cosmonauts experienced a sense of awe and wonder while looking at the universe.

محافظان فضا در هنگام نگاه کردن به جهان، احساس حیرت و شگفتی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید