counter-examples

[ایالات متحده]/[ˈkaʊntə ɪɡˈzæmplz]/
[بریتانیا]/[ˈkaʊntər ɪɡˈzæmplz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمونه‌هایی که یک بیان یا نظریه را رد می‌کنند؛ مواردی که یک ادعا کلی را تناقض می‌دهند؛ مجموعه‌ای از موارد که برای نشان دادن اشتباه یک فرضیه استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

counter-examples exist

مثال‌های عکس وجود دارند

finding counter-examples

یافتن مثال‌های عکس

provide counter-examples

مثال‌های عکس ارائه دهید

counter-example cases

حالت‌های مثال‌های عکس

show counter-examples

مثال‌های عکس را نشان دهید

counter-examples prove

مثال‌های عکس اثبات می‌کنند

counter-examples refute

مثال‌های عکس رد می‌کنند

counter-examples illustrate

مثال‌های عکس توضیح می‌دهند

counter-examples challenge

مثال‌های عکس چالش می‌کنند

counter-examples reveal

مثال‌های عکس آشکار می‌کنند

جملات نمونه

the claim that all swans are white can be disproven by counter-examples like black swans found in australia.

این ادعا که تمام کرکس‌ها سفید هستند می‌تواند با مثال‌های عکس مانند کرکس‌های سیاهی که در استرالیا یافت می‌شوند، رد شود.

while many believe success requires constant hustle, counter-examples like marie curie demonstrate the value of focused research.

در حالی که بسیاری معتقدند موفقیت نیازمند تلاش مداوم است، مثال‌های عکسی مانند ماری کюрی ارزش تحقیقات متمرکز را نشان می‌دهند.

the assumption that older people are bad with technology has counter-examples in the form of tech-savvy grandparents.

فرضیه‌ای که افراد پیر با فناوری‌ها مشکل دارند، با مثال‌های عکسی مانند دوست‌داران فناوری از پدربزرگان رد می‌شود.

the idea that all politicians are corrupt is challenged by counter-examples of honest and dedicated public servants.

ایده‌ای که تمام سیاستمداران فسادگر هستند، با مثال‌های عکسی مانند کارمندان عمومی صادق و وفادار مورد چالش قرار می‌گیرد.

the statement that all cats hate water is refuted by counter-examples of cats who enjoy swimming.

این بیانیه که تمام گربه‌ها آب را نمی‌خواهند، با مثال‌های عکسی مانند گربه‌هایی که از شنا لذت می‌برند، رد می‌شود.

the generalization that young people are uninterested in history has counter-examples in history enthusiasts.

the notion that all ceos are ruthless has counter-examples in leaders who prioritize employee well-being.

این نظریه که تمام مدیران عالی‌ترین سطح (CEO) خشن هستند، با مثال‌های عکسی مانند رهبرانی که به بهبود کیفیت زندگی کارکنان اولویت می‌دهند، رد می‌شود.

the belief that all athletes are naturally gifted is undermined by counter-examples of those who achieve success through hard work.

این باور که تمام ورزشکاران به طور طبیعی موهبت دارند، با مثال‌های عکسی مانند افرادی که موفقیت را از طریق کار سخت به دست می‌آورند، زیر سوال برده می‌شود.

the argument that all artists are eccentric is contradicted by counter-examples of disciplined and organized creatives.

این استدلال که تمام هنرمندان غیرمعمول هستند، با مثال‌های عکسی مانند خلاقانی که منظم و سازمان‌یافته‌اند، تناقض می‌خورد.

the claim that all dogs are aggressive is disproven by counter-examples of gentle and friendly canines.

این ادعا که تمام سگ‌ها خشن هستند، با مثال‌های عکسی مانند سگ‌های لطیف و دوست‌داشتنی، رد می‌شود.

the assumption that all writers are introverted is challenged by counter-examples of outgoing and sociable authors.

فرضیه‌ای که تمام نویسندگان بازیگوش هستند، با مثال‌های عکسی مانند نویسندگانی که خوش‌خو و اجتماعی هستند، مورد چالش قرار می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید