cousins

[ایالات متحده]/'kʌznz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خویشاوندانی که فرزندان عمه یا دایی هستند؛ شخصی که به وسیله خون با او نسبت دارد و ارتباط خانوادگی دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

my cousins

خویشان من

cousin reunion

هم‌نشینی با خویشان

جملات نمونه

My cousins are coming over for dinner tonight.

فامیل‌هایم امشب برای شام به دیدن ما می‌آیند.

I grew up playing with my cousins every summer.

من هر تابستان با فامیل‌هایم بازی می‌کردم و بزرگ شدم.

We are planning a family reunion with all our cousins next month.

ما در ماه آینده در حال برنامه‌ریزی برای یک دیدار خانوادگی با تمام فامیل‌هایمان هستیم.

My cousins and I share a lot of childhood memories.

من و فامیل‌هایم خاطرات کودکی زیادی با هم داریم.

I have a close bond with my cousins.

من با فامیل‌هایم پیوند نزدیکی دارم.

We often go on vacations together with our cousins.

ما اغلب با فامیل‌هایم به تعطیلات می‌رویم.

My cousins are like siblings to me.

فامیل‌هایم برای من مثل خواهر و برادر هستند.

We used to have cousin sleepovers when we were younger.

وقتی جوان‌تر بودیم، ما اغلب شب‌ماندنی با فامیل‌هایمان داشتیم.

Family gatherings are always more fun with cousins around.

دیدارها و دورهمی‌های خانوادگی همیشه با حضور فامیل‌ها سرگرم‌کننده‌تر است.

My cousins and I have a group chat to stay connected.

من و فامیل‌هایم یک گروه چت داریم تا در ارتباط بمانیم.

نمونه‌های واقعی

Even some of our smaller primate cousins like this tarsier.

حتی برخی از نزدیک‌ترین بستگان غیرانسانی کوچک ما مانند تارسیِر.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Trilobites have no direct descendants, but their evolutionary cousins are alive and well.

تریلوبیت‌ها هیچ نواده مستقیمی ندارند، اما بستگان تکاملی آنها هنوز زنده و خوب هستند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Hey. Have you got any cousins? Yeah. How many cousins have you got?

هی. آیا شما بستگان دارید؟ بله. چند نفر بستگان دارید؟

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

Is Millie Bobby Brown cousins with Noah?

آیا میلی بابی براون با نوح خویشاوند است؟

منبع: Connection Magazine

Police have arrested the child's 28-year-old cousin.

پلیس پسرخاله 28 ساله کودک را دستگیر کرده است.

منبع: BBC Listening Collection February 2018

Who knows how many cousins, nieces and nephews?

کی می‌دونه چند نفر بستگان، خواهر و برادر زاده؟

منبع: Easy_Video

William's second cousin, and your third cousin.

پسرخاله دوم ویلیام و پسرخاله سوم شما.

منبع: Our Day This Season 1

If you didn't know that was my little cousin, that's my little cousin.

اگر نمی‌دانستید که پسرخاله کوچک من است، او پسرخاله کوچک من است.

منبع: Connection Magazine

Even if we're just hundredth cousins or something.

حتی اگر فقط پسرخاله صد و هفتم یا چیز دیگری باشیم.

منبع: PBS Fun Science Popularization

These predators were more advanced than their earlier cousins.

این شکارچیان از بستگان اولیه خود پیشرفته‌تر بودند.

منبع: Jurassic Fight Club

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید