cramming

[ایالات متحده]/ˈkræmɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkræmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پر کردن چیزی به طور محکم؛ مطالعه یا آمادگی فشرده
v. شکل حال استمراری cram

عبارات و ترکیب‌ها

cramming session

جلسه فشرده

cramming for exams

مطالعه فشرده برای امتحان

cramming techniques

تکنیک‌های مطالعه فشرده

cramming strategy

استراتژی مطالعه فشرده

cramming method

روش مطالعه فشرده

cramming information

اطلاعات فشرده

cramming knowledge

دانش فشرده

cramming practice

تمرین فشرده

cramming time

زمان مطالعه فشرده

جملات نمونه

she spent the night cramming for her final exams.

او شب را صرف مطالعه‌ی شبانه‌روزی برای امتحانات نهایی خود کرد.

cramming is not an effective way to learn.

مطالعه‌ی شبانه‌روزی راهی مؤثر برای یادگیری نیست.

he was cramming for his history test all week.

او تمام هفته را صرف مطالعه‌ی شبانه‌روزی برای امتحان تاریخ خود کرد.

many students resort to cramming before big tests.

بسیاری از دانش‌آموزان قبل از آزمون‌های بزرگ به مطالعه‌ی شبانه‌روزی روی می‌آورند.

cramming can lead to stress and burnout.

مطالعه‌ی شبانه‌روزی می‌تواند منجر به استرس و فرسودگی شود.

she prefers studying regularly instead of cramming.

او ترجیح می‌دهد به جای مطالعه‌ی شبانه‌روزی، به طور منظم مطالعه کند.

he felt overwhelmed by all the cramming he had to do.

او احساس می‌کرد که با تمام مطالعه‌ی شبانه‌روزی که باید انجام می‌داد، غرق شده است.

students often underestimate the dangers of cramming.

دانشجویان اغلب خطرات مطالعه‌ی شبانه‌روزی را دست‌کم می‌گیرند.

cramming for exams can negatively impact retention.

مطالعه‌ی شبانه‌روزی برای امتحانات می‌تواند به طور منفی بر حفظ مطالب تأثیر بگذارد.

she realized cramming wasn't helping her understand the material.

او متوجه شد که مطالعه‌ی شبانه‌روزی به او کمک نمی‌کند مطالب را درک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید