credible

[ایالات متحده]/ˈkredəbl/
[بریتانیا]/ˈkredəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل اعتماد، قابل باور

عبارات و ترکیب‌ها

credible sources

منابع معتبر

credible evidence

دلایل معتبر

credible witness

شهود معتبر

credible information

اطلاعات معتبر

credible explanation

توضیح معتبر

جملات نمونه

a credible assertion. implausible

اظهارات معتبر. غیرقابل باور

Is there a credible alternative to the nuclear deterrent?

آیا جایگزین معتبری برای بازدارندگی هسته ای وجود دارد؟

to blame the debacle on the antics of a rogue trader is not credible—it doesn't stack up.

متهم کردن فاجعه به رفت و روب های یک معامله گر متخلف قابل اعتماد نیست - اصلاً درست نیست.

His defense, which seems credible on the evidence so far, is that the bank masked its skullduggery so completely that no regulator anywhere in the world could get a handle on it.

دفاع او، که تا به حال بر اساس شواهد معتبر به نظر می رسد، این است که بانک کلاه‌برداری خود را به گونه‌ای به طور کامل پنهان کرده است که هیچ تنظیم کننده ای در هیچ کجای جهان نمی تواند آن را درک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید