critic

[ایالات متحده]/ˈkrɪtɪk/
[بریتانیا]/ˈkrɪtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که قضاوت می‌کند آیا چیزی خوب یا بد، یا درست یا نادرست است، به‌ویژه در هنرها
Word Forms
جمعcritics

عبارات و ترکیب‌ها

film critic

منتقد فیلم

literary critic

منتقد ادبی

harsh critic

منتقد سخت‌گیر

music critic

منتقد موسیقی

art critic

منتقد هنری

جملات نمونه

a critic's delicate perception.

درک ظریف یک منتقد

a vocal critic of city politics.

یک منتقد فعال سیاست‌های شهری

She is an outspoken critic of the school system in this city.

او یک منتقد آشکار سیستم آموزشی در این شهر است.

The critics were lavish with their praise.

منتقدان با تعریف و تمجید سخره بودند.

critics -ling at a new play

منتقدان - نگاه کردن به یک نمایش جدید

an adamant critic who couldn't be budged.

یک منتقد مصمم که نمی توانست او را متقاعد کرد.

a film critic; a dance critic.

منتقد فیلم؛ منتقد رقص.

The critics’s reaction to the film was rather tepid.

واکنش منتقدان به فیلم نسبتاً خونسرد بود.

critics of the new legislation say it is too broad.

منتقدان قانونگذاری جدید می گویند که خیلی گسترده است.

the critics said the show would die on its feet.

منتقدان گفتند که نمایش روی پای خود خواهد مرد.

a collection of essays by both critics and proponents of graphology.

مجموعه‌ای از مقالات از هر دو منتقد و طرفداران گرافولوژی.

critics said their work was a load of rubbish .

منتقدان گفتند که کار آنها مجموعه‌ای از زباله‌ها بود.

a novel assailed by critics;

رمانی که مورد حمله منتقدان قرار گرفت;

the critics ran out of superlatives to describe him.

منتقدان دیگر برای توصیف او superlatives نداشتند.

The critics condemned the play as mediocre.

منتقدان نمایش را به عنوان متوسط محکوم کردند.

How could the critics praise such a rhymer?

چگونه منتقدان می توانستند چنین شاعری را تحسین کنند؟

an art critic who constantly carped;

یک منتقد هنری که دائماً ایراد می‌گرفت;

the restaurant critic who must sample a little of everything.

منتقد رستوران که باید کمی از همه چیز را امتحان کند.

نمونه‌های واقعی

There are many critics of the day.

روز منتقدان زیادی وجود دارد.

منبع: World Holidays

Was it like, what " Critic's Choice Awards? "

آیا مثل جایزه انتخاب منتقدان بود؟

منبع: Idol speaks English fluently.

There are other critics of the idea.

منتقدان دیگری از این ایده وجود دارند.

منبع: 6 Minute English

There are many critics of the treatment.

منتقدان زیادی از درمان وجود دارند.

منبع: VOA Slow English Technology

At first it had some pretty harsh critics.

در ابتدا منتقدان بسیار تند وجود داشت.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

Thank you so much to the Critics' Choice Association.

خیلی ممنونم از انجمن جایزه انتخاب منتقدان.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Fortunately, you're a critic and completely unimportant.

خوشبختانه، شما یک منتقد و کاملاً بی‌اهمیت هستید.

منبع: English little tyrant

Have you ever considered becoming a food critic?

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که منتقد غذا شوید؟

منبع: "Green Book" Original Soundtrack

Critics say the move will substantially reduce environmental protection.

منتقدان می گویند این اقدام به طور قابل توجهی حفاظت از محیط زیست را کاهش می دهد.

منبع: BBC Listening Collection November 2018

But there is one critic whose opinion does matter.

اما یک منتقد وجود دارد که نظر او مهم است.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید