crookedly

[ایالات متحده]/'krukədli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز پیچیده

جملات نمونه

A crow flew crookedly like a shadow over the end of the salt lake.

یک کلاغ به صورت نامنظم مانند سایه‌ای بر فراز انتهای دریاچه نمک پرواز کرد.

He smiled crookedly at her, trying to hide his nerves.

او با لبخندی نامنظم به او نگاه کرد، در حالی که سعی می کرد اضطراب خود را پنهان کند.

The old house stood crookedly on the hill, looking like it might collapse at any moment.

خانه قدیمی به صورت نامنظم روی تپه ایستاده بود، به نظر می رسید که ممکن است در هر لحظه فرو بریزد.

She walked crookedly after twisting her ankle.

او بعد از پیچ خوردن مچ پا، به صورت نامنظم راه می رفت.

The picture frame hung crookedly on the wall, bothering her sense of symmetry.

قاب عکس به صورت نامنظم روی دیوار آویخته بود و حس تقارن او را آزار می داد.

He wrote his signature crookedly on the document, showing his nervousness.

او با دست خطی نامنظم روی سند امضا کرد و نشان داد که مضطرب است.

The tree grew crookedly due to strong winds in the area.

درخت به دلیل وزش بادهای شدید در منطقه به صورت نامنظم رشد کرد.

She wore her hat crookedly on purpose to look more fashionable.

او عمداً کلاهش را به صورت نامنظم استفاده کرد تا شیک تر به نظر برسد.

The road twisted crookedly through the mountains, making for a challenging drive.

جاده به صورت نامنظم از میان کوه ها عبور می کرد و رانندگی را چالش برانگیز می کرد.

The old man walked crookedly with a cane, but he refused any help.

مرد پیر با عصا به صورت نامنظم راه می رفت، اما از هیچ کمکی امتناع کرد.

The fence was built crookedly, giving the garden a charmingly rustic look.

فنس به صورت نامنظم ساخته شده بود و به باغ ظاهری روستیک و جذاب می داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید