cross-disciplinary

[ایالات متحده]/[krɒsˌdɪˈsɪplɪnəri]/
[بریتانیا]/[krɒsˌdɪˈsɪplɪnəri]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل یا استفاده‌کننده از چند رشته ادبیات؛ مربوط به یا ترکیب کننده چند رشته ادبیات.
n. رویکردی که دانش و روش‌های چند رشته ادبیات را ادغام می‌کند؛ پروژه یا مطالعه‌ای که نگاه‌های چند رشته ادبیات را ترکیب می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

cross-disciplinary research

پژوهش چندرشته‌ای

cross-disciplinary approach

رویکرد چندرشته‌ای

cross-disciplinary collaboration

همکاری چندرشته‌ای

cross-disciplinary studies

مطالعات چندرشته‌ای

cross-disciplinary team

تیم چندرشته‌ای

cross-disciplinary perspective

نگاه چندرشته‌ای

cross-disciplinary learning

یادگیری چندرشته‌ای

cross-disciplinary skills

مهارت‌های چندرشته‌ای

cross-disciplinary work

کار چندرشته‌ای

cross-disciplinary field

رشته چندرشته‌ای

جملات نمونه

the project required a cross-disciplinary approach, blending engineering and design principles.

این پروژه نیاز به رویکرد چندرشته‌ای داشت که اصول مهندسی و طراحی را ترکیب می‌کرد.

cross-disciplinary research can lead to innovative solutions in complex problems.

پژوهش‌های چندرشته‌ای می‌توانند به راه حل‌های نوآورانه در مسائل پیچیده منجر شوند.

we fostered a cross-disciplinary team to tackle the challenge of sustainable energy.

ما یک تیم چندرشته‌ای را تشویق کردیم تا چالش انرژی پایدار را مواجهه کنند.

the university encourages cross-disciplinary collaboration between departments.

دانشگاه همکاری چندرشته‌ای بین دانشکده‌ها را تشویق می‌کند.

a cross-disciplinary perspective is crucial for understanding global health issues.

یک نگاه چندرشته‌ای برای درک مسائل بهداشت جهانی حیاتی است.

the conference featured presentations from various cross-disciplinary fields.

کنفرانس ارائه‌هایی از رشته‌های چندرشته‌ای مختلف را داشت.

cross-disciplinary learning enhances students' ability to think critically.

یادگیری چندرشته‌ای توانایی دانشجویان را برای فکر کردن به‌طور منطقی افزایش می‌دهد.

the study employed a cross-disciplinary methodology, combining qualitative and quantitative data.

این مطالعه از یک روش چندرشته‌ای استفاده کرد که داده‌های کیفی و کمی را ترکیب می‌کرد.

this cross-disciplinary initiative aims to improve patient care outcomes.

این مبادرت چندرشته‌ای به بهبود نتایج مراقبت از بیماران هدف دارد.

the success of the project depended on effective cross-disciplinary communication.

موفقیت پروژه به ارتباط مؤثر چندرشته‌ای بستگی داشت.

we need a cross-disciplinary framework to address climate change effectively.

ما به یک چارچوب چندرشته‌ای نیاز داریم تا به طور مؤثر با تغییرات اقلیمی مواجه شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید