crossway

[ایالات متحده]/ˈkrɒsweɪ/
[بریتانیا]/ˈkrɔsweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تقاطع یا تلاقی خیابان‌ها؛ لحظه یا نقطه بحرانی
Word Forms
جمعcrossways

عبارات و ترکیب‌ها

crossway intersection

تقاطع کراسوی

crossway sign

علامت کراسوی

crossway traffic

ترافیک کراسوی

crossway path

مسیر کراسوی

crossway junction

اتصال کراسوی

crossway meeting

جلسه کراسوی

crossway area

منطقه کراسوی

crossway location

موقعیت کراسوی

crossway point

نقطه کراسوی

crossway route

مسیر کراسوی

جملات نمونه

the crossway was crowded with people during the festival.

در طول جشنواره، تقاطع مملو از جمعیت بود.

she stood at the crossway, unsure of which path to take.

او در تقاطع ایستاد و مطمئن نبود کدام مسیر را طی کند.

they decided to meet at the crossway near the park.

آنها تصمیم گرفتند در تقاطع نزدیک پارک با هم ملاقات کنند.

the sign at the crossway indicated the direction to the city center.

تابلو در تقاطع جهت رسیدن به مرکز شهر را نشان می‌داد.

traffic lights at the crossway help manage the flow of vehicles.

چراغ‌های راهنمایی در تقاطع به مدیریت جریان خودروها کمک می‌کنند.

he waved goodbye as she turned at the crossway.

وقتی او در تقاطع چرخید، خداحافظی کرد.

the crossway is a popular meeting spot for locals.

تقاطع یک مکان ملاقات محبوب برای مردم محلی است.

they found a café at the crossway to enjoy some coffee.

آنها یک کافه در تقاطع پیدا کردند تا از نوشیدن قهوه لذت ببرند.

be careful when crossing the busy crossway.

هنگام عبور از تقاطع شلوغ مراقب باشید.

the crossway was beautifully decorated for the holiday season.

تقاطع به زیبایی برای تعطیلات آخر سال تزئین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید