cruciate

[ایالات متحده]/ˈkruːʃiət/
[بریتانیا]/ˈkruːʃiˌeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صلیبی شکل; در زمینه پزشکی صلیبی شکل

عبارات و ترکیب‌ها

cruciate ligament

پیچ زانو

cruciate tear

پارگی رباط صلیبی

cruciate injury

آسیب رباط صلیبی

cruciate repair

ترمیم رباط صلیبی

cruciate surgery

جراحی رباط صلیبی

cruciate brace

براس رباط صلیبی

cruciate stability

پایداری رباط صلیبی

cruciate function

عملکرد رباط صلیبی

cruciate assessment

ارزیابی رباط صلیبی

cruciate rehabilitation

توانبخشی رباط صلیبی

جملات نمونه

the cruciate ligament is essential for knee stability.

لیگامان صلیبی برای استحکام زانو ضروری است.

he injured his cruciate during the football match.

او در طول مسابقه فوتبال رباط صلیبی خود را آسیب زد.

cruciate ligaments connect the thigh bone to the shin bone.

رباط‌های صلیبی استخوان ران را به استخوان تیبیای وصل می‌کنند.

rehabilitation after a cruciate injury can take months.

توان‌بخشی پس از آسیب‌دیدگی رباط صلیبی می‌تواند ماه‌ها طول بکشد.

surgeons often repair the cruciate ligament with minimally invasive techniques.

جراحان اغلب رباط صلیبی را با استفاده از تکنیک‌های کم تهاجمی ترمیم می‌کنند.

cruciate tears are common in athletes.

پارگی رباط صلیبی در ورزشکاران شایع است.

physical therapy is crucial after a cruciate ligament surgery.

فیزیوتراپی پس از جراحی رباط صلیبی بسیار مهم است.

she felt a pop in her knee, indicating a possible cruciate injury.

او صدای ترکیدن در زانوی خود شنید که نشان‌دهنده احتمال آسیب‌دیدگی رباط صلیبی بود.

understanding the anatomy of the cruciate ligaments is important for athletes.

درک آناتومی رباط‌های صلیبی برای ورزشکاران مهم است.

preventative exercises can help reduce the risk of cruciate injuries.

تمرینات پیشگیرانه می‌توانند به کاهش خطر آسیب‌دیدگی رباط صلیبی کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید