crusiform

[ایالات متحده]/[ˈkruːsɪfɔːm]/
[بریتانیا]/[ˈkruːsɪfɔːrm]/

ترجمه

adj. به شکل صليب؛ شبیه به صليب (به ویژه در زیست‌شناسی/زیواطلاع)

عبارات و ترکیب‌ها

crusiform church

الگوی ص穿شکل

crusiform building

شکل ص穿شکل

crusiform structure

叉十字

crusiform shape

طرح ص穿شکل

crusiform pattern

ساختار ص穿شکل

crusiform design

الگوی ص穿شکل

crusiform arrangement

جای زخم ص穿شکل

appears crusiform

ب surely ص穿شکل

becoming crusiform

برگ‌های ص穿شکل

crusiform formation

گل‌های ص穿شکل

جملات نمونه

the archaeologists identified the building by its distinct crusiform shape.

کatedral دارای یک طرح زمینی ص穿شکل با یک ناو طولانی و یک ترانسپت کوتاه است.

the ancient sword featured a broad crusiform hilt.

آرکیولوژیست‌ها پایه‌ی کلیسا‌ای با طرح ص穿شکل را زیر پلیس مدرن ثبت کردند.

from the air, the cathedral's crusiform layout is clearly visible.

اببتی میانه‌ی قرون میانه پس از آتش‌سوزی روی یک طرح ص穿شکل بازسازی شد.

the pendant was designed as a simple crusiform ornament made of silver.

بسیاری از ساختمان‌های رومانیک دارای یک طرح ص穿شکل هستند که با یک عبور مرکزی محکم شده‌اند.

many medieval churches in europe follow a traditional crusiform plan.

معمار یک طرح ص穿شکل را پیشنهاد داد تا گردش فرایندی را بهبود بخشد.

the architect proposed a modern crusiform structure for the new chapel.

نمایشگاه موزه یک مدل از بasilیکای ص穿شکل از قرن ششم را شامل می‌شود.

the tombstone was marked with a weathered crusiform symbol.

از بالا، خشونت‌ها به وضوح به عنوان یک ساختار ص穿شکلی که به شرق تنظیم شده‌است قابل خواندن است.

the aircraft's distinctive crusiform tail improved its stability.

کلیسا‌ی کampus دارای یک پاگوی ص穿شکل است، با چهار بازوی کوتاه حول مسجد.

the old manuscript was decorated with elaborate crusiform initials.

دانشمندان در مورد اینکه آیا طرح ص穿شکل عکس‌العملی نسبت به روش‌های لیتورژیکی یا نمادین بود، بحث کردند.

botanists studied the crusiform arrangement of the flower's petals.

تیم بازسازی مورچه‌های ص穿شکل را در جایی که ترانسپت با ناو ملاقات می‌کند، پایدار کرد.

the knight carried a shield bearing a red crusiform emblem.

در طرح نقشه، خطوط دیوار ضخیم‌تر به چهارچوب ص穿شکل تاکید می‌کنند.

the seal was impressed with a crusiform design.

یک فضای سالن ص穿شکل چهار باله را به هم متصل می‌کند و نور روز را به عمق داخل می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید