crystallographer

[ایالات متحده]/[ˈkrɪstəlˌɡrɑːfər]/
[بریتانیا]/[ˈkrɪstəlˌɡræfər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانشمندی که ساختار بلورها را مطالعه می‌کند؛ فردی که در کریستالوگرافی مهارت دارد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

a crystallographer

یک متخصص کریستالوگرافی

the crystallographer

متخصص کریستالوگرافی

crystallographer's work

کار کریستالوگراف

trained crystallographer

متخصص کریستالوگرافی آموزش دیده

leading crystallographer

متخصص کریستالوگرافی پیشرو

crystallographers study

متخصصان کریستالوگرافی مطالعه می‌کنند

becoming a crystallographer

تبدیل شدن به یک متخصص کریستالوگرافی

crystallographer analyzes

متخصص کریستالوگرافی تجزیه و تحلیل می‌کند

experienced crystallographer

متخصص کریستالوگرافی با تجربه

young crystallographer

متخصص کریستالوگرافی جوان

جملات نمونه

the crystallographer analyzed the protein structure using x-ray diffraction.

تحلیل‌گر کریستال ساختار پروتئین را با استفاده از پراش اشعه ایکس تجزیه و تحلیل کرد.

a skilled crystallographer is crucial for drug discovery research.

یک تحلیل‌گر کریستال ماهر برای تحقیقات کشف دارو بسیار مهم است.

she became a crystallographer after completing her phd in physics.

او پس از اتمام دکتری خود در فیزیک به یک تحلیل‌گر کریستال تبدیل شد.

the crystallographer meticulously prepared the crystal for analysis.

تحلیل‌گر کریستال، بلور را برای تجزیه و تحلیل با دقت آماده کرد.

he is a renowned crystallographer specializing in inorganic compounds.

او یک تحلیل‌گر کریستال مشهور است که در زمینه ترکیبات غیرآلی تخصص دارد.

the crystallographer used software to visualize the atomic arrangement.

تحلیل‌گر کریستال از نرم‌افزار برای تجسم چیدمان اتمی استفاده کرد.

understanding crystal structures is vital for materials science, the crystallographer explained.

درک ساختارهای کریستالی برای علم مواد حیاتی است، همانطور که تحلیل‌گر کریستال توضیح داد.

the crystallographer's findings were published in a prestigious journal.

یافته‌های تحلیل‌گر کریستال در یک مجله معتبر منتشر شد.

the crystallographer carefully mounted the crystal in the diffractometer.

تحلیل‌گر کریستال با دقت بلور را در پراش‌سنج نصب کرد.

the crystallographer collaborated with chemists on the project.

تحلیل‌گر کریستال با شیمی‌دانان در این پروژه همکاری کرد.

the crystallographer studied the crystal's unit cell dimensions.

تحلیل‌گر کریستال ابعاد سلول واحد کریستال را مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید