cubit

[ایالات متحده]/ˈkjuːbɪt/
[بریتانیا]/ˈkjuːbɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدی از طول که بر اساس فاصله از آرنج تا نوک انگشت وسط است؛ واحدی قدیمی از طول
Word Forms
جمعcubits

عبارات و ترکیب‌ها

ancient cubit

قدیم حبشی

royal cubit

حبشی سلطنتی

cubit measurement

اندازه گیری حبشی

cubit length

طول حبشی

cubit standard

استاندارد حبشی

cubit scale

مقیاس حبشی

cubit unit

واحد حبشی

cubit design

طراحی حبشی

cubit tool

ابزار حبشی

cubit equivalent

معادل حبشی

جملات نمونه

the ancient egyptians used the cubit as a standard unit of measurement.

مصریان باستان از ذراع به عنوان یک واحد استاندارد اندازه‌گیری استفاده می‌کردند.

he measured the length of the table in cubits.

او طول میز را به ذراع اندازه‌گیری کرد.

the architect designed the building using cubits for precision.

معمار ساختمان را با استفاده از ذراع برای دقت طراحی کرد.

in biblical times, a cubit was commonly used for construction.

در زمان‌های باستانی، از ذراع به طور معمول برای ساخت و ساز استفاده می‌شد.

she calculated the height of the statue in cubits.

او ارتفاع مجسمه را به ذراع محاسبه کرد.

the cubit is roughly the length of a forearm.

ذراع تقریباً برابر با طول یک ساعد است.

he converted the measurements from cubits to meters.

او اندازه‌گیری‌ها را از ذراع به متر تبدیل کرد.

many ancient cultures adopted the cubit as a measurement system.

فرهنگ‌های باستانی زیادی ذراع را به عنوان یک سیستم اندازه‌گیری پذیرفتند.

the cubit was used in the construction of the great pyramid.

ذراع در ساخت اهرام عظیم مورد استفاده قرار می‌گرفت.

understanding the cubit helps in studying ancient architecture.

درک ذراع به مطالعه معماری باستانی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید