cultivators

[ایالات متحده]/ˈkʌltɪveɪtəz/
[بریتانیا]/ˈkʌltɪˌveɪtɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماشین‌هایی که برای شخم زدن زمین استفاده می‌شوند؛ مردم که زمین را زراعت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

organic cultivators

کشت کنندگان ارگانیک

commercial cultivators

کشت کنندگان تجاری

local cultivators

کشت کنندگان محلی

vegetable cultivators

کشت کنندگان سبزیجات

crop cultivators

کشت کنندگان محصول

sustainable cultivators

کشت کنندگان پایدار

independent cultivators

کشت کنندگان مستقل

urban cultivators

کشت کنندگان شهری

community cultivators

کشت کنندگان جامعه

professional cultivators

کشت کنندگان حرفه ای

جملات نمونه

cultivators play a crucial role in sustainable agriculture.

کشاورزان نقش مهمی در کشاورزی پایدار ایفا می‌کنند.

many cultivators prefer organic farming methods.

بسیاری از کشاورزان روش‌های کشاورزی ارگانیک را ترجیح می‌دهند.

innovative cultivators are adopting new technologies.

کشاورزان نوآور در حال به‌کارگیری فناوری‌های جدید هستند.

cultivators need to understand soil health.

کشاورزان باید سلامت خاک را درک کنند.

successful cultivators often share their knowledge.

کشاورزان موفق اغلب دانش خود را به اشتراک می‌گذارند.

cultivators are essential for food security.

کشاورزان برای امنیت غذایی ضروری هستند.

many cultivators participate in local farmers' markets.

بسیاری از کشاورزان در بازارهای محلی کشاورزان شرکت می‌کنند.

experienced cultivators can increase crop yields significantly.

کشاورزان با تجربه می‌توانند به طور قابل توجهی عملکرد محصول را افزایش دهند.

cultivators often face challenges from climate change.

کشاورزان اغلب با چالش‌های ناشی از تغییرات آب و هوایی روبرو هستند.

cultivators use crop rotation to maintain soil fertility.

کشاورزان از تناوب زراعی برای حفظ حاصلخیزی خاک استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید