| جمع | curtnesses |
curtness in speech
فضالت در گفتار
curtness of reply
فضالت در پاسخ
curtness in tone
فضالت در لحن
curtness can offend
فضالت میتواند ناراحت کند
curtness is effective
فضالت مؤثر است
curtness breeds misunderstanding
فضالت باعث سوء تفاهم میشود
curtness in writing
فضالت در نوشتن
curtness reflects mood
فضالت نشاندهنده حال و هوا است
curtness may confuse
فضالت ممکن است گیج کند
curtness is preferred
فضالت ترجیح داده میشود
his curtness in replies often leaves people confused.
پاسخهای کوتاه و بیاحترام او اغلب باعث سردرگمی مردم میشود.
she appreciated his honesty but disliked his curtness.
او صداقت او را تحسین میکرد اما از بیاحترامیاش خوشش نمیآمد.
the manager's curtness made the employees feel undervalued.
بیاحترامی مدیر باعث شد کارمندان احساس کنند که ارزش خود را ندارند.
his curtness in conversation can be off-putting.
بیاحترامی او در گفتگو میتواند آزاردهنده باشد.
despite her curtness, she meant well.
با وجود بیاحترامیاش، منظور خوبی داشت.
curtness can sometimes be mistaken for rudeness.
بیاحترامی گاهی اوقات ممکن است با بیادبی اشتباه گرفته شود.
his curtness was a result of his busy schedule.
بیاحترامی او نتیجه برنامه شلوغش بود.
she tried to soften her curtness with a smile.
او سعی کرد بیاحترامیاش را با لبخند ملایم کند.
the curtness of the email surprised everyone.
بیاحترامی ایمیل همه را غافلگیر کرد.
his curtness often led to misunderstandings.
بیاحترامی او اغلب منجر به سوء تفاهم میشد.
curtness in speech
فضالت در گفتار
curtness of reply
فضالت در پاسخ
curtness in tone
فضالت در لحن
curtness can offend
فضالت میتواند ناراحت کند
curtness is effective
فضالت مؤثر است
curtness breeds misunderstanding
فضالت باعث سوء تفاهم میشود
curtness in writing
فضالت در نوشتن
curtness reflects mood
فضالت نشاندهنده حال و هوا است
curtness may confuse
فضالت ممکن است گیج کند
curtness is preferred
فضالت ترجیح داده میشود
his curtness in replies often leaves people confused.
پاسخهای کوتاه و بیاحترام او اغلب باعث سردرگمی مردم میشود.
she appreciated his honesty but disliked his curtness.
او صداقت او را تحسین میکرد اما از بیاحترامیاش خوشش نمیآمد.
the manager's curtness made the employees feel undervalued.
بیاحترامی مدیر باعث شد کارمندان احساس کنند که ارزش خود را ندارند.
his curtness in conversation can be off-putting.
بیاحترامی او در گفتگو میتواند آزاردهنده باشد.
despite her curtness, she meant well.
با وجود بیاحترامیاش، منظور خوبی داشت.
curtness can sometimes be mistaken for rudeness.
بیاحترامی گاهی اوقات ممکن است با بیادبی اشتباه گرفته شود.
his curtness was a result of his busy schedule.
بیاحترامی او نتیجه برنامه شلوغش بود.
she tried to soften her curtness with a smile.
او سعی کرد بیاحترامیاش را با لبخند ملایم کند.
the curtness of the email surprised everyone.
بیاحترامی ایمیل همه را غافلگیر کرد.
his curtness often led to misunderstandings.
بیاحترامی او اغلب منجر به سوء تفاهم میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید