curtness

[ایالات متحده]/ˈkɜːtnəs/
[بریتانیا]/ˈkɜrt.nəs/

ترجمه

n. ناگهانی یا شیوهٔ مختصر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

curtness in speech

فضالت در گفتار

curtness of reply

فضالت در پاسخ

curtness in tone

فضالت در لحن

curtness can offend

فضالت می‌تواند ناراحت کند

curtness is effective

فضالت مؤثر است

curtness breeds misunderstanding

فضالت باعث سوء تفاهم می‌شود

curtness in writing

فضالت در نوشتن

curtness reflects mood

فضالت نشان‌دهنده حال و هوا است

curtness may confuse

فضالت ممکن است گیج کند

curtness is preferred

فضالت ترجیح داده می‌شود

جملات نمونه

his curtness in replies often leaves people confused.

پاسخ‌های کوتاه و بی‌احترام او اغلب باعث سردرگمی مردم می‌شود.

she appreciated his honesty but disliked his curtness.

او صداقت او را تحسین می‌کرد اما از بی‌احترامی‌اش خوشش نمی‌آمد.

the manager's curtness made the employees feel undervalued.

بی‌احترامی مدیر باعث شد کارمندان احساس کنند که ارزش خود را ندارند.

his curtness in conversation can be off-putting.

بی‌احترامی او در گفتگو می‌تواند آزاردهنده باشد.

despite her curtness, she meant well.

با وجود بی‌احترامی‌اش، منظور خوبی داشت.

curtness can sometimes be mistaken for rudeness.

بی‌احترامی گاهی اوقات ممکن است با بی‌ادبی اشتباه گرفته شود.

his curtness was a result of his busy schedule.

بی‌احترامی او نتیجه برنامه شلوغش بود.

she tried to soften her curtness with a smile.

او سعی کرد بی‌احترامی‌اش را با لبخند ملایم کند.

the curtness of the email surprised everyone.

بی‌احترامی ایمیل همه را غافلگیر کرد.

his curtness often led to misunderstandings.

بی‌احترامی او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید