dato

[ایالات متحده]/ˈdɑːtəʊ/
[بریتانیا]/ˈdɑːtoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عنوان ارثی از ارکان در فیلیپین (معادل داتو) یا عنوان احترام مالایی (داتوک).

عبارات و ترکیب‌ها

dato in

داده شده

il dato

داده

dato che

داده که

non dato

داده نشده

dato scontato

داده تخفیف داده شده

stato dato

داده شده است

dato falso

داده جعلی

dato per

داده برای

جملات نمونه

based on the data provided, the conclusion seems accurate.

بر اساس داده‌های ارائه شده، نتیجه به نظر دقیق می‌رسد.

please update your personal details in the system.

لطفاً جزئیات شخصی خود را در سیستم به‌روز کنید.

the police asked for his particulars at the checkpoint.

پلیس در چک‌پوست خواستار جزئیات او شدند.

archaeologists discovered artifacts dating back to the roman empire.

آرکیولوژیست‌ها اشیاء باستانی را کشف کردند که به دوران امپراتوری روم مربوط می‌شود.

this photograph dates back to the early 20th century.

این عکس به ابتدای قرن بیستم میلادی مربوط می‌شود.

public access to administrative documents is a right.

دسترسی عمومی به اسناد اداری یک حق است.

the specific fact that he lied changed everything.

این واقعه خاص که او دروغ گفته بود، همه چیز را تغییر داد.

the unemployment figures are worrying economists.

شماره‌های بیکاری اقتصاددان‌ها را نگران کرده است.

how do i transfer files from my phone to my computer?

چگونه فایل‌ها را از گوشی من به کامپیوتر من منتقل کنم؟

the poverty rate remains a disturbing reality in this region.

نرخ فقر در این منطقه هنوز یک واقعیت نگران‌کننده است.

we must not overlook this objective fact during the investigation.

ما باید در طول تحقیق این واقعیت موضوعی را نادیده گیریم.

the exam results were better than expected.

نتایج امتحان بهتر از آنچه پیش‌بینی شده بود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید