datos

[ایالات متحده]/ˈdeɪ.təʊz/
[بریتانیا]/ˈdeɪ.toʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

pl. جمع dato; data
abbr. مطالعه نتایج درمان مصرف مواد
n. حقیقت‌ها، اعداد یا اطلاعاتی که برای تحلیل جمع‌آوری شده‌اند؛ داده‌ها

جملات نمونه

los datos personales están protegidos por la ley.

داده‌های شخصی توسط قانون حفاظت می‌شوند.

necesitamos más datos estadísticos para el informe.

برای گزارش نیاز به بیشتر داده‌های آماری داریم.

estos datos son demasiado confidenciales para compartir.

این داده‌ها بسیار محرمانه هستند و نمی‌توان آنها را به اشتراک گذاشت.

por favor, verifique que los datos sean precisos.

لطفاً مطمئن شوید داده‌ها دقیق هستند.

faltan muchos datos en este formulario.

در این فرم بسیاری از داده‌ها ناقص است.

los datos están disponibles en nuestro servidor.

داده‌ها در سرور ما در دسترس هستند.

el programa puede procesar grandes cantidades de datos.

این برنامه می‌تواند حجم زیادی داده را پردازش کند.

tenemos que analizar los datos antes de tomar decisiones.

ما باید داده‌ها را قبل از گرفتن تصمیم‌ها تحلیل کنیم.

la empresa recopila datos de sus clientes.

شرکت داده‌های مشتریان خود را جمع‌آوری می‌کند.

debes guardar estos datos en una base de datos segura.

شما باید این داده‌ها را در یک پایگاه داده امن ذخیره کنید.

la protección de datos es muy importante para nosotros.

حفاظت از داده‌ها برای ما بسیار مهم است.

el error occurredió durante la entrada de datos.

خطا در هنگام وارد کردن داده‌ها رخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید