dazzlingly

[ایالات متحده]/'dæzliŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. درخشان، تابناک

عبارات و ترکیب‌ها

dazzlingly bright

درخشان

dazzlingly beautiful

بسیار زیبا

dazzlingly fast

بسیار سریع

جملات نمونه

the sun was dazzlingly bright.

خورشید به طرز خیره‌کننده‌ای درخشید.

Her dress sparkled dazzlingly under the lights

لباس او به طرز خیره‌کننده‌ای زیر نورها می‌درخشید.

The fireworks lit up the night sky dazzlingly

مه‌نمای‌ها به طرز خیره‌کننده‌ای آسمان شب را روشن کردند.

The jewelry in the display case shone dazzlingly

جواهرات در ویترین به طرز خیره‌کننده‌ای می‌درخشیدند.

The sun reflected dazzlingly off the water

نور خورشید به طرز خیره‌کننده‌ای از روی آب بازتاب می‌کرد.

The actor's performance was dazzlingly brilliant

اجای شخصیت به طرز خیره‌کننده‌ای عالی بود.

نمونه‌های واقعی

The box was full of dazzlingly shining gold coins and gold nuggets.

جعبه پر از سکه های طلایی و برکه‌های طلایی خیره‌کننده بود.

منبع: 101 Children's English Stories

Energetic people now routinely work through their 60s and beyond, and remain dazzlingly productive.

افراد پرانرژی اکنون به طور معمول تا دهه 60 و بیشتر کار می‌کنند و همچنان به طور خیره‌کننده بهره‌ور باقی می‌مانند.

منبع: Past exam papers of the English reading section for the postgraduate entrance examination (English I).

He had wavy blond hair, bright blue eyes and a broad vacant smile that revealed dazzlingly white teeth.

او موهای بلوند و موجدار، چشمان آبی روشن و لبخندی پهن و خالی داشت که دندان‌های سفید خیره‌کننده را نشان می‌داد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Light poured into the room almost dazzlingly, after the long dimness.

نور تقریباً به طور خیره‌کننده به داخل اتاق ریخته شد، پس از تاریکی طولانی.

منبع: The Woman at the Bottom of the Lake (Part 2)

Presently the clouds parted overhead and the winter sun came out and the snow all around them grew dazzlingly bright.

ناگهان ابرها از بالای سرشان باز شدند و خورشید زمستانی بیرون آمد و برف در اطرافشان به طور خیره‌کننده درخشید.

منبع: The Lion, the Witch and the Wardrobe

His clothes were simple but dazzlingly neat.

لباس‌هایش ساده اما به طرز خیره‌کننده‌ای مرتب بودند.

منبع: Cliff (Part 1)

Emma McChesney patted Miss La Noyes lightly on the shoulder, and smiled dazzlingly upon her.

اماندا مکچنی، به آرامی به شانه‌های خانم لا نویز ضربه‌ای زد و با لبخندی خیره‌کننده به او نگاه کرد.

منبع: Medium-rare steak

Clear-eyed about his subject's faults, Mr Nevala-Lee nevertheless gives him his due as a dazzlingly original thinker.

آقای نوولا-لی با دیدی روشن نسبت به نقص‌های موضوعش، با این وجود شایستگی او را به عنوان یک متفکر به طرز خیره‌کننده‌ای خلاق به رسمیت می‌شناسد.

منبع: The Economist Culture

Strings of jewels, golden cups, objects more dazzlingly bright than anything the Hooligans had ever seen before.

سلسله‌جنگل‌های جواهرات، جام‌های طلایی، اشیائی بسیار درخشان‌تر از هر چیزی که هولینگن‌ها تا به حال دیده بودند.

منبع: How to Train Your Dragon

But they sounded much grander when Queen Jadis said them; perhaps because Uncle Andrew was not seven feet tall and dazzlingly beautiful.

اما وقتی ملکه جادیس آنها را گفت، بسیار باشکوه‌تر به نظر می‌رسید؛ شاید به این دلیل که عموی اندرو قد 7 فوتی نبود و به طرز خیره‌کننده‌ای زیبا نبود.

منبع: The Chronicles of Narnia C.S. Lewis

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید