de-electrification

[ایالات متحده]/[ˌdiːɪˈlektrɪfɪˈkeɪʃ(ə)]/
[بریتانیا]/[ˌdiːɪˈlektrɪfɪˈkeɪʃ(ən)]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند حذف تجهیزات یا سیستم‌های برقی از یک ساختمان یا منطقه؛ کار یا فرایند قطع استفاده از برق در یک منطقه یا سیستم خاص؛ کاهش یا حذف مصرف توان برق.

عبارات و ترکیب‌ها

de-electrification process

فراين دی-الکتریفیکاسیون

accelerated de-electrification

دی-الکتریفیکاسیون شتاب یافته

de-electrification efforts

تلاش های دی-الکتریفیکاسیون

post-de-electrification

پس از دی-الکتریفیکاسیون

de-electrification strategy

استراتژی دی-الکتریفیکاسیون

supporting de-electrification

پشتیبانی از دی-الکتریفیکاسیون

de-electrification timeline

چارت زمانی دی-الکتریفیکاسیون

areas of de-electrification

محدوده های دی-الکتریفیکاسیون

planning de-electrification

برنامه ریزی دی-الکتریفیکاسیون

future de-electrification

دی-الکتریفیکاسیون آینده

جملات نمونه

the government is considering policies to encourage rapid de-electrification of older coal plants.

دولت در حال بررسی سیاست‌هایی برای تشویق دی الکتریفیکاسیون سریعتر نیروگاه‌های کمربندی قدیمی است.

a phased de-electrification strategy is crucial for a just transition for workers.

یک استراتژی دی الکتریفیکاسیون مرحله‌ای برای انتقال عادلانه کارگران ضروری است.

the report highlights the economic benefits of a managed de-electrification process.

گزارش مزایای اقتصادی فرآیند دی الکتریفیکاسیون مدیریت شده را تاکید می‌کند.

de-electrification of the grid will require significant investment in renewable energy sources.

دی الکتریفیکاسیون شبکه نیاز به سرمایه گذاری قابل توجه در منابع انرژی تجدیدپذیر خواهد داشت.

many communities are facing challenges related to the de-electrification of their local coal mines.

بسیاری از جوامع با چالش‌هایی مرتبط با دی الکتریفیکاسیون معدن‌های کمربندی محلی خود مواجه هستند.

the study examines the social impacts of widespread de-electrification in the region.

این مطالعه تأثیرات اجتماعی دی الکتریفیکاسیون گسترده در منطقه را بررسی می‌کند.

successful de-electrification requires careful planning and stakeholder engagement.

دی الکتریفیکاسیون موفقیت‌آمیز نیاز به برنامه‌ریزی دقیق و مشارکت ذی‌الاصلان دارد.

the company announced a plan for the complete de-electrification of its coal-fired power station.

شرکت یک برنامه برای دی الکتریفیکاسیون کامل نیروگاه خود که با کمربندی کار می‌کند، اعلام کرد.

the goal is to achieve a complete de-electrification of the energy sector by 2050.

هدف دستیابی به دی الکتریفیکاسیون کامل بخش انرژی تا سال 2050 است.

de-electrification can create new job opportunities in the green technology sector.

دی الکتریفیکاسیون می‌تواند فرصت‌های شغلی جدید در بخش فناوری سبز ایجاد کند.

the long-term benefits of de-electrification outweigh the short-term costs.

مزایای بلندمدت دی الکتریفیکاسیون نسبت به هزینه‌های کوتاه‌مدت آن برتری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید