deactivator

[ایالات متحده]/diːˈæktɪveɪtə/
[بریتانیا]/diˈæktɪˌveɪtər/

ترجمه

n. ماده‌ای که فعالیت یک فرآیند شیمیایی یا زیستی را کاهش یا مهار می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

deactivator switch

کلید غیرفعال‌ساز

deactivator signal

سیگنال غیرفعال‌ساز

deactivator button

دکمه غیرفعال‌ساز

deactivator mode

حالت غیرفعال‌ساز

deactivator feature

ویژگی غیرفعال‌ساز

deactivator tool

ابزار غیرفعال‌ساز

deactivator code

کد غیرفعال‌ساز

deactivator mechanism

مکانیزم غیرفعال‌ساز

deactivator process

فرآیند غیرفعال‌ساز

deactivator function

تابع غیرفعال‌ساز

جملات نمونه

the deactivator was designed to stop the machine safely.

غیرفعال‌کننده برای متوقف کردن ایمن دستگاه طراحی شده بود.

we need to find a reliable deactivator for this system.

ما باید یک غیرفعال‌کننده قابل اعتماد برای این سیستم پیدا کنیم.

the engineer installed a deactivator to prevent accidental activation.

مهندس یک غیرفعال‌کننده برای جلوگیری از فعال شدن تصادفی نصب کرد.

after the test, the deactivator was activated to ensure safety.

پس از آزمایش، غیرفعال‌کننده برای اطمینان از ایمنی فعال شد.

the deactivator's function is critical in emergency situations.

وظیفه غیرفعال‌کننده در شرایط اضطراری بسیار مهم است.

he explained how to use the deactivator effectively.

او توضیح داد که چگونه از غیرفعال‌کننده به طور مؤثر استفاده کرد.

without the deactivator, the device could pose a danger.

بدون غیرفعال‌کننده، دستگاه می‌تواند خطرناک باشد.

the team tested the deactivator under various conditions.

تیم غیرفعال‌کننده را در شرایط مختلف آزمایش کرد.

she pressed the deactivator button to halt the process.

او دکمه غیرفعال‌کننده را فشار داد تا روند را متوقف کند.

the new model includes an advanced deactivator feature.

مدل جدید دارای ویژگی غیرفعال‌کننده پیشرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید