deconfiguring

[ایالات متحده]/ˌdiːkənˈfɪɡərɪŋ/
[بریتانیا]/ˌdiːkənˈfɪɡjərɪŋ/

ترجمه

v. حذف یک پیکربندی؛ لغو یا پاک کردن تنظیمات پیکربندی (ویژه‌اوقات در شبکه/کامپیوتر)

عبارات و ترکیب‌ها

deconfiguring devices

پیکربندی دستگاه‌ها را برداشتن

deconfiguring a router

پیکربندی یک ماروتر را برداشتن

deconfiguring the system

پیکربندی سیستم را برداشتن

deconfiguring an account

پیکربندی یک حساب را برداشتن

deconfiguring old configs

پیکربندی‌های قدیمی را برداشتن

جملات نمونه

the it team is deconfiguring the old server to free up resources for the new cluster.

تیم فناوری اطلاعات در حال غیرفعال کردن سرور قدیمی برای آزاد کردن منابع برای خوشه جدید است.

we are deconfiguring user accounts that no longer need access to the billing portal.

ما حساب کاربرانی را که دیگر نیازی به دسترسی به پرداخت‌گاه ندارند، غیرفعال می‌کنیم.

the admin began deconfiguring the firewall rules after the migration was completed.

ادمین پس از اتمام مهاجرت، شروع به غیرفعال کردن قوانین دیوار آتش کرد.

before returning the laptop, she is deconfiguring all security settings tied to the company domain.

قبل از بازگرداندن لپ‌تاپ، او تمام تنظیمات امنیتی مرتبط با دامنه شرکت را غیرفعال می‌کند.

the script handles deconfiguring network settings when a device is removed from inventory.

اسکریپت در زمانی که یک دستگاه از فهرست موجودی حذف می‌شود، تنظیمات شبکه را غیرفعال می‌کند.

they are deconfiguring the application profile to eliminate conflicting preferences.

آن‌ها پروفایل برنامه را غیرفعال می‌کنند تا ترجیحات تعارض‌زا حذف شوند.

to comply with policy, we’re deconfiguring access permissions for contractors at the end of the project.

برای رعایت سیاست، ما دسترسی‌های دسترسی را برای کارگران پروژه در پایان پروژه غیرفعال می‌کنیم.

the engineer spent the afternoon deconfiguring unused services to reduce the attack surface.

مهندس در طول بعدازظهر به غیرفعال کردن خدمات غیراستفاده شده برای کاهش سطح حمله پرداخت.

after the incident, the team is deconfiguring remote access and rotating credentials.

پس از وقوع حادثه، تیم به غیرفعال کردن دسترسی دور و تغییر احراز هویت می‌پردازد.

we’re deconfiguring the monitoring alerts that were created for the temporary rollout.

ما هشدارهای نظارتی را که برای انتشار موقت ایجاد شده‌اند، غیرفعال می‌کنیم.

he finished deconfiguring the database connection strings before archiving the repository.

او قبل از ذخیره‌سازی کتابخانه، رشته‌های اتصال پایگاه داده را غیرفعال کرد.

the help desk is deconfiguring email forwarding rules to prevent data leakage.

میز خدمات مشتریان به غیرفعال کردن قوانین ارسال ایمیل برای جلوگیری از نشت داده‌ها می‌پردازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید