deducedly

[ایالات متحده]/[ˈdjuːdɪdli]/
[بریتانیا]/[ˈduːdɪdli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که منطقی است؛ قطعاً؛ منطقی یا معقول.

جملات نمونه

she deducedly concluded that he was lying based on his nervous behavior.

او به طور استنتاجی نتیجه گرفت که او دروغ می گوید، بر اساس رفتار نерفته‌اش.

the evidence deducedly pointed towards a suspect with prior convictions.

دلایل به طور استنتاجی به یک مشکوک با سابقه محکومیت اشاره می کرد.

he deducedly assumed the meeting would be unproductive given the attendees.

او به طور استنتاجی فرض کرد که جلسه بی نتیجه خواهد بود، با توجه به شرکت کنندگان.

the detective deducedly believed the witness was withholding information.

دétektیو به طور استنتاجی باور داشت که شاهد اطلاعات را پنهان می کند.

i deducedly felt that something was amiss with the project timeline.

من به طور استنتاجی احساس کردم که چیزی در زمانبندی پروژه نادرست است.

she deducedly thought the restaurant would be crowded on a saturday night.

او به طور استنتاجی فکر می کرد که رستوران در شب شنبه پر خواهد بود.

he deducedly figured out the puzzle after observing the clues.

او به طور استنتاجی پازل را پس از مشاهده اطلاعات حل کرد.

the scientist deducedly suggested further research was necessary.

دانشمند به طور استنتاجی پیشنهاد داد که تحقیقات بیشتری ضروری است.

they deducedly anticipated a positive response to their proposal.

آنها به طور استنتاجی پیش بینی کردند که پاسخ مثبتی به پیشنهادشان خواهد بود.

i deducedly suspected foul play after reviewing the financial records.

من به طور استنتاجی شک کردم که در مورد فساد پس از بررسی سوابق مالی.

she deducedly understood the situation was more complex than it appeared.

او به طور استنتاجی متوجه شد که وضعیت پیچیده تر از آنچه به نظر می رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید