defensiveness

[ایالات متحده]/dɪˈfɛnsɪvnəs/
[بریتانیا]/dɪˈfɛnsɪvnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت دفاعی بودن؛ حساسیت بیش از حد به انتقاد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

emotional defensiveness

دفاع‌طلبی عاطفی

defensiveness mechanism

مکانیزم دفاعی

excessive defensiveness

دفاع‌طلبی بیش از حد

defensiveness response

واکنش دفاعی

defensiveness behavior

رفتار دفاعی

defensiveness issue

مشکل دفاعی

defensiveness style

سبک دفاعی

defensiveness tactics

تاکتیک‌های دفاعی

defensiveness pattern

الگوی دفاعی

defensiveness language

زبان دفاعی

جملات نمونه

her defensiveness often hinders open communication.

دفاع‌طلبی او اغلب مانع برقراری ارتباط باز می‌شود.

defensiveness can lead to misunderstandings in relationships.

دفاع‌طلبی می‌تواند منجر به سوء تفاهم در روابط شود.

he responded with defensiveness when criticized.

وقتی مورد انتقاد قرار گرفت، با دفاع‌طلبی پاسخ داد.

defensiveness is a natural reaction to perceived threats.

دفاع‌طلبی یک واکنش طبیعی به تهدیدهای درک شده است.

she recognized her defensiveness and tried to be more open.

او دفاع‌طلبی خود را تشخیص داد و سعی کرد بیشتر باز باشد.

his defensiveness made it difficult to resolve the conflict.

دفاع‌طلبی او حل اختلاف را دشوار کرد.

they discussed how defensiveness can block effective feedback.

آنها در مورد اینکه چگونه دفاع‌طلبی می‌تواند بازخورد مؤثر را مسدود کند، بحث کردند.

defensiveness can prevent personal growth and self-reflection.

دفاع‌طلبی می‌تواند از رشد شخصی و خودآگاهی جلوگیری کند.

addressing defensiveness in therapy can improve relationships.

پرداختن به دفاع‌طلبی در درمان می‌تواند روابط را بهبود بخشد.

he learned to manage his defensiveness during discussions.

او یاد گرفت که چگونه در طول بحث‌ها دفاع‌طلبی خود را مدیریت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید