definers

[ایالات متحده]/[ˈdɪfaɪnəz]/
[بریتانیا]/[ˈdɪfaɪnərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که مرزها را تعیین یا مشخص می‌کنند؛ یک فرد یا چیزی که معنای چیزی را تعیین یا روشن می‌کند؛ در مالی، موجودیت‌هایی که ارزش دارایی یا اوراق بهادی را تعیین می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

definers' role

نقش تعریف‌کنندگان

جملات نمونه

the key definers of success often include hard work and perseverance.

عوامل کلیدی موفقیت اغلب شامل کار سخت و پایبندی می‌شود.

identifying the core definers of a brand is crucial for marketing.

شناسایی عوامل کلیدی یک برند برای بازاریابی حیاتی است.

these definers helped shape the company's overall strategy.

این عوامل به شکل‌دهی به استراتژی کلی شرکت کمک کردند.

the primary definers of customer satisfaction are product quality and service.

عوامل اصلی رضایت مشتری کیفیت محصول و خدمات هستند.

we need to understand the definers of effective leadership in this context.

ما نیاز داریم تا عوامل رهبری مؤثر در این زمینه را درک کنیم.

the main definers of a successful project are clear goals and timelines.

عوامل اصلی یک پروژه موفق اهداف واضح و زمان‌بندی‌های مشخص هستند.

these definers significantly impact the company's financial performance.

این عوامل تأثیر قابل توجهی بر عملکرد مالی شرکت دارند.

the definers of a strong culture are shared values and open communication.

عوامل یک فرهنگ قوی ارزش‌های به اشتراک گذاشته شده و ارتباط باز هستند.

analyzing the definers of market trends is essential for strategic planning.

تحلیل عوامل روندهای بازار برای برنامه‌ریزی استراتژیک ضروری است.

the definers of a good employee include reliability and a positive attitude.

عوامل یک کارمند خوب شامل قابلیت اعتماد و نگرش مثبت می‌شود.

understanding the definers of user experience is vital for product design.

درک عوامل تجربه کاربر برای طراحی محصول حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید