degloss

[ایالات متحده]/dɪˈɡlɒs/
[بریتانیا]/dɪˈɡlɔs/

ترجمه

vt. برای حذف درخشندگی از یک سطح
n. یک ماده استفاده شده برای حذف درخشندگی

عبارات و ترکیب‌ها

degloss surface

حذف لایه

degloss finish

حذف پرداخت

degloss paint

حذف رنگ

degloss treatment

حذف درمان

degloss effect

حذف اثر

degloss method

حذف روش

degloss technique

حذف تکنیک

degloss coating

حذف پوشش

degloss agent

حذف عامل

degloss process

حذف فرآیند

جملات نمونه

we need to degloss the surface before painting.

ما باید سطح را قبل از نقاشی از بین ببریم.

deglossing can help achieve a smoother finish.

از بین بردن می‌تواند به دستیابی به یک سطح صاف‌تر کمک کند.

make sure to degloss the old paint first.

مطمئن شوید که ابتدا رنگ قدیمی را از بین ببرید.

degloss the area where you plan to apply new paint.

منطقه ای که قصد دارید رنگ جدید را اعمال کنید، از بین ببرید.

using sandpaper is an effective way to degloss.

استفاده از سمباده راهی موثر برای از بین بردن است.

deglossing is essential for good adhesion.

از بین بردن برای چسبندگی خوب ضروری است.

before refinishing, always degloss the surface.

قبل از بازسازی، همیشه سطح را از بین ببرید.

deglossing can be done with a chemical solution.

می‌توان از بین بردن را با یک محلول شیمیایی انجام داد.

for best results, degloss thoroughly.

برای بهترین نتیجه، به طور کامل از بین ببرید.

deglossing helps the new paint adhere better.

از بین بردن به چسبندگی بهتر رنگ جدید کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید