delist

[ایالات متحده]/dɪˈlɪst/
[بریتانیا]/dɪˈlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای حذف (اوراق بهادار) از بورس؛ برای حذف از یک لیست
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdelisting
قسمت سوم فعلdelisted
زمان گذشتهdelisted

عبارات و ترکیب‌ها

delist stocks

حذف سهام

delist company

حذف شرکت

delist shares

حذف سهام

delist from exchange

حذف از بورس

delist securities

حذف اوراق بهادار

delist asset

حذف دارایی

delist listing

حذف فهرست

delist program

حذف برنامه

delist entity

حذف نهاد

delist portfolio

حذف سبد سهام

جملات نمونه

the company decided to delist its shares from the stock exchange.

شرکت تصمیم گرفت سهام خود را از بورس خارج کند.

investors were surprised when the firm announced it would delist.

سرمایه‌گذاران از اعلام نظر شرکت مبنی بر خروج از فهرست شگفت‌زده شدند.

after the scandal, the organization chose to delist its products.

پس از رسوایی، سازمان تصمیم گرفت محصولات خود را از فهرست خارج کند.

the decision to delist was made after careful consideration.

تصمیم به خروج از فهرست پس از بررسی دقیق اتخاذ شد.

many companies delist to focus on private investments.

بسیاری از شرکت‌ها برای تمرکز بر سرمایه‌گذاری‌های خصوصی از فهرست خارج می‌شوند.

regulatory changes may force some firms to delist.

تغییرات قانونی ممکن است برخی از شرکت‌ها را مجبور به خروج از فهرست کند.

shareholders were unhappy about the decision to delist.

سهامداران از تصمیم به خروج از فهرست ناراضی بودند.

the firm plans to delist and restructure its operations.

شرکت قصد دارد از فهرست خارج شود و عملیات خود را بازسازی کند.

delisting can have significant impacts on a company's reputation.

خروج از فهرست می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر شهرت یک شرکت داشته باشد.

they faced challenges after deciding to delist from the market.

آنها پس از تصمیم به خروج از بازار با چالش‌هایی روبرو شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید