delist stocks
حذف سهام
delist company
حذف شرکت
delist shares
حذف سهام
delist from exchange
حذف از بورس
delist securities
حذف اوراق بهادار
delist asset
حذف دارایی
delist listing
حذف فهرست
delist program
حذف برنامه
delist entity
حذف نهاد
delist portfolio
حذف سبد سهام
the company decided to delist its shares from the stock exchange.
شرکت تصمیم گرفت سهام خود را از بورس خارج کند.
investors were surprised when the firm announced it would delist.
سرمایهگذاران از اعلام نظر شرکت مبنی بر خروج از فهرست شگفتزده شدند.
after the scandal, the organization chose to delist its products.
پس از رسوایی، سازمان تصمیم گرفت محصولات خود را از فهرست خارج کند.
the decision to delist was made after careful consideration.
تصمیم به خروج از فهرست پس از بررسی دقیق اتخاذ شد.
many companies delist to focus on private investments.
بسیاری از شرکتها برای تمرکز بر سرمایهگذاریهای خصوصی از فهرست خارج میشوند.
regulatory changes may force some firms to delist.
تغییرات قانونی ممکن است برخی از شرکتها را مجبور به خروج از فهرست کند.
shareholders were unhappy about the decision to delist.
سهامداران از تصمیم به خروج از فهرست ناراضی بودند.
the firm plans to delist and restructure its operations.
شرکت قصد دارد از فهرست خارج شود و عملیات خود را بازسازی کند.
delisting can have significant impacts on a company's reputation.
خروج از فهرست میتواند تأثیرات قابل توجهی بر شهرت یک شرکت داشته باشد.
they faced challenges after deciding to delist from the market.
آنها پس از تصمیم به خروج از بازار با چالشهایی روبرو شدند.
delist stocks
حذف سهام
delist company
حذف شرکت
delist shares
حذف سهام
delist from exchange
حذف از بورس
delist securities
حذف اوراق بهادار
delist asset
حذف دارایی
delist listing
حذف فهرست
delist program
حذف برنامه
delist entity
حذف نهاد
delist portfolio
حذف سبد سهام
the company decided to delist its shares from the stock exchange.
شرکت تصمیم گرفت سهام خود را از بورس خارج کند.
investors were surprised when the firm announced it would delist.
سرمایهگذاران از اعلام نظر شرکت مبنی بر خروج از فهرست شگفتزده شدند.
after the scandal, the organization chose to delist its products.
پس از رسوایی، سازمان تصمیم گرفت محصولات خود را از فهرست خارج کند.
the decision to delist was made after careful consideration.
تصمیم به خروج از فهرست پس از بررسی دقیق اتخاذ شد.
many companies delist to focus on private investments.
بسیاری از شرکتها برای تمرکز بر سرمایهگذاریهای خصوصی از فهرست خارج میشوند.
regulatory changes may force some firms to delist.
تغییرات قانونی ممکن است برخی از شرکتها را مجبور به خروج از فهرست کند.
shareholders were unhappy about the decision to delist.
سهامداران از تصمیم به خروج از فهرست ناراضی بودند.
the firm plans to delist and restructure its operations.
شرکت قصد دارد از فهرست خارج شود و عملیات خود را بازسازی کند.
delisting can have significant impacts on a company's reputation.
خروج از فهرست میتواند تأثیرات قابل توجهی بر شهرت یک شرکت داشته باشد.
they faced challenges after deciding to delist from the market.
آنها پس از تصمیم به خروج از بازار با چالشهایی روبرو شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید