demolished

[ایالات متحده]/dɪˈmɒlɪʃt/
[بریتانیا]/dɪˈmɑːlɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت از تخریب؛ به سرنگون کردن؛ به پایین کشیدن (به ویژه ساختمان‌های بزرگ)؛ به طور کامل مصرف کردن (غیررسمی)

عبارات و ترکیب‌ها

demolished building

ساختمان تخریب‌شده

demolished house

خانه تخریب‌شده

demolished site

محل تخریب‌شده

demolished structure

ساختار تخریب‌شده

demolished factory

کارخانه تخریب‌شده

demolished property

ملک تخریب‌شده

demolished area

منطقه تخریب‌شده

demolished tower

برج تخریب‌شده

demolished complex

مجتمع تخریب‌شده

demolished landmark

جاذبه تخریب‌شده

جملات نمونه

the old building was demolished to make way for a new park.

ساختمان قدیمی برای ایجاد فضای پارک جدید تخریب شد.

after the storm, many homes were demolished by the flooding.

پس از طوفان، بسیاری از خانه‌ها در اثر سیل تخریب شدند.

the city council decided to have the abandoned factory demolished.

شورای شهر تصمیم گرفت کارخانه متروکه را تخریب کند.

they demolished the old bridge to build a safer one.

آنها پل قدیمی را برای ساخت یک پل ایمن‌تر تخریب کردند.

plans were made to have the stadium demolished and rebuilt.

برای تخریب و بازسازی استادیوم برنامه‌ریزی شد.

the historic site was demolished despite public outcry.

با وجود اعتراضات مردمی، مکان تاریخی تخریب شد.

it took weeks to completely demolish the structure.

هفته‌ها طول کشید تا سازه به طور کامل تخریب شود.

they demolished the walls to create an open floor plan.

آنها دیوارها را برای ایجاد طرح کف باز تخریب کردند.

the government plans to have the unsafe buildings demolished.

دولت قصد دارد ساختمان‌های ناایمن را تخریب کند.

demolished structures can sometimes be rebuilt with modern designs.

گاهی اوقات می‌توان سازه‌های تخریب‌شده را با طرح‌های مدرن بازسازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید