dentures

[ایالات متحده]/ˈdɛn.tʃəz/
[بریتانیا]/ˈdɛn.tʃɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دندان‌های مصنوعی برای افرادی که دندان‌های طبیعی خود را از دست داده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

new dentures

دندان مصنوعی جدید

full dentures

دندان مصنوعی کامل

partial dentures

دندان مصنوعی جزئی

upper dentures

دندان مصنوعی بالایی

lower dentures

دندان مصنوعی پایینی

dentures care

مراقبت از دندان مصنوعی

comfortable dentures

دندان مصنوعی راحت

removable dentures

دندان مصنوعی قابل جابجایی

adjustable dentures

دندان مصنوعی قابل تنظیم

dentures fitting

جا انداختن دندان مصنوعی

جملات نمونه

she got her dentures fitted last week.

او هفته گذشته دندان‌های مصنوعی خود را انداخت.

he often removes his dentures at night.

او اغلب شب‌ها دندان‌های مصنوعی خود را بیرون می‌آورد.

it's important to clean your dentures daily.

تمیز کردن روزانه دندان‌های مصنوعی مهم است.

many elderly people wear dentures.

بسیاری از افراد مسن از دندان‌های مصنوعی استفاده می‌کنند.

her dentures feel uncomfortable after eating.

بعد از غذا خوردن، دندان‌های مصنوعی او ناراحت کننده به نظر می‌رسند.

he needs to visit the dentist for denture adjustments.

او برای تنظیم دندان‌های مصنوعی باید به دندانپزشک مراجعه کند.

she prefers using adhesive for her dentures.

او ترجیح می‌دهد از چسب برای دندان‌های مصنوعی خود استفاده کند.

he was embarrassed about his dentures falling out.

او از افتادن دندان‌های مصنوعی خود خجالت می‌کشید.

proper care can extend the life of your dentures.

مراقبت مناسب می‌تواند طول عمر دندان‌های مصنوعی شما را افزایش دهد.

she often jokes about her dentures being a part of her personality.

او اغلب شوخی می‌کند و می‌گوید دندان‌های مصنوعی بخشی از شخصیت او هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید