deontology

[ایالات متحده]/diːˈɒn.tə.lə.dʒi/
[بریتانیا]/diˈɑːn.tə.lə.dʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فلسفه اخلاقی که بر درستی یا نادرستی خود اعمال تمرکز دارد، در مقابل عواقب آن اعمال؛ شاخه‌ای از اخلاق که به وظایف و تعهدات اخلاقی مربوط می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

deontology ethics

اخلاق دیونتولوژی

deontology theory

تئوری دیونتولوژی

deontology principles

اصول دیونتولوژی

deontology framework

چارچوب دیونتولوژی

deontology rules

قوانین دیونتولوژی

deontology approach

رویکرد دیونتولوژی

deontology obligations

وظایف دیونتولوژی

deontology assessment

ارزیابی دیونتولوژی

deontology decision

تصمیم دیونتولوژی

deontology analysis

تجزیه و تحلیل دیونتولوژی

جملات نمونه

deontology focuses on the morality of actions.

وظیفه‌گرایی بر اخلاقیات اعمال تمرکز دارد.

many philosophers debate the principles of deontology.

بسیاری از فیلسوفان در مورد اصول وظیفه‌گرایی بحث می‌کنند.

deontology often contrasts with consequentialism.

وظیفه‌گرایی اغلب با پیامدگرایی در تضاد است.

in deontology, intentions matter more than outcomes.

در وظیفه‌گرایی، نیات مهم‌تر از نتایج هستند.

deontology emphasizes duties and moral rules.

وظیفه‌گرایی بر وظایف و قوانین اخلاقی تاکید دارد.

deontology can guide ethical decision-making.

وظیفه‌گرایی می‌تواند تصمیم‌گیری اخلاقی را راهنمایی کند.

critics argue that deontology can be too rigid.

منتقدان استدلال می‌کنند که وظیفه‌گرایی می‌تواند بیش از حد سفت و سخت باشد.

understanding deontology is essential for ethical philosophy.

درک وظیفه‌گرایی برای فلسفه اخلاق ضروری است.

deontology requires adherence to moral duties.

وظیفه‌گرایی نیاز به پایبندی به وظایف اخلاقی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید