depoliticise debate
غیرسیاسی کردن بحث
depoliticise issues
غیرسیاسی کردن مسائل
depoliticise policies
غیرسیاسی کردن سیاستها
depoliticise process
غیرسیاسی کردن فرآیند
depoliticise discourse
غیرسیاسی کردن گفتمان
depoliticise governance
غیرسیاسی کردن حکومت
depoliticise reforms
غیرسیاسی کردن اصلاحات
depoliticise discussions
غیرسیاسی کردن بحثها
depoliticise funding
غیرسیاسی کردن تامین بودجه
depoliticise education
غیرسیاسی کردن آموزش
the government aims to depoliticise public services.
دولت قصد دارد خدمات عمومی را از سیاستزدگی دور کند.
we need to depoliticise the debate around climate change.
ما نیاز داریم بحث پیرامون تغییرات آب و هوایی را از سیاستزدگی دور کنیم.
efforts to depoliticise education are gaining traction.
تلاشها برای دور کردن آموزش از سیاستزدگی در حال افزایش هستند.
to foster collaboration, we must depoliticise community issues.
برای تقویت همکاری، ما باید مسائل مربوط به جامعه را از سیاستزدگی دور کنیم.
they are working to depoliticise the funding process.
آنها در حال تلاش برای دور کردن فرآیند تامین بودجه از سیاستزدگی هستند.
it is crucial to depoliticise healthcare discussions.
بسیار مهم است که بحثهای مربوط به مراقبتهای بهداشتی را از سیاستزدگی دور کنیم.
activists are calling to depoliticise humanitarian aid.
فعالها خواهان دور کردن کمکهای بشردوستانه از سیاستزدگی هستند.
we should strive to depoliticise the electoral process.
ما باید تلاش کنیم فرآیند انتخاباتی را از سیاستزدگی دور کنیم.
depoliticise debate
غیرسیاسی کردن بحث
depoliticise issues
غیرسیاسی کردن مسائل
depoliticise policies
غیرسیاسی کردن سیاستها
depoliticise process
غیرسیاسی کردن فرآیند
depoliticise discourse
غیرسیاسی کردن گفتمان
depoliticise governance
غیرسیاسی کردن حکومت
depoliticise reforms
غیرسیاسی کردن اصلاحات
depoliticise discussions
غیرسیاسی کردن بحثها
depoliticise funding
غیرسیاسی کردن تامین بودجه
depoliticise education
غیرسیاسی کردن آموزش
the government aims to depoliticise public services.
دولت قصد دارد خدمات عمومی را از سیاستزدگی دور کند.
we need to depoliticise the debate around climate change.
ما نیاز داریم بحث پیرامون تغییرات آب و هوایی را از سیاستزدگی دور کنیم.
efforts to depoliticise education are gaining traction.
تلاشها برای دور کردن آموزش از سیاستزدگی در حال افزایش هستند.
to foster collaboration, we must depoliticise community issues.
برای تقویت همکاری، ما باید مسائل مربوط به جامعه را از سیاستزدگی دور کنیم.
they are working to depoliticise the funding process.
آنها در حال تلاش برای دور کردن فرآیند تامین بودجه از سیاستزدگی هستند.
it is crucial to depoliticise healthcare discussions.
بسیار مهم است که بحثهای مربوط به مراقبتهای بهداشتی را از سیاستزدگی دور کنیم.
activists are calling to depoliticise humanitarian aid.
فعالها خواهان دور کردن کمکهای بشردوستانه از سیاستزدگی هستند.
we should strive to depoliticise the electoral process.
ما باید تلاش کنیم فرآیند انتخاباتی را از سیاستزدگی دور کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید