depoliticize

[ایالات متحده]/diːpəˈlɪtɪsaɪz/
[بریتانیا]/diːpəˈlɪtəˌsaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای حذف تأثیر سیاسی از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

depoliticize issues

غیرسیاسی کردن مسائل

depoliticize discussions

غیرسیاسی کردن بحث‌ها

depoliticize policies

غیرسیاسی کردن سیاست‌ها

depoliticize debates

غیرسیاسی کردن مناظره‌ها

depoliticize processes

غیرسیاسی کردن فرآیندها

depoliticize decisions

غیرسیاسی کردن تصمیمات

depoliticize politics

غیرسیاسی کردن سیاست

depoliticize governance

غیرسیاسی کردن حکومت

depoliticize funding

غیرسیاسی کردن بودجه

depoliticize agendas

غیرسیاسی کردن دستورالعمل‌ها

جملات نمونه

we need to depoliticize the education system.

ما باید سیستم آموزشی را از سیاست‌زدگی خارج کنیم.

efforts to depoliticize public health are essential.

تلاش‌ها برای غیرسیاسی کردن بهداشت عمومی ضروری است.

the committee aims to depoliticize environmental issues.

کمیته هدف دارد مسائل زیست‌محیطی را از سیاست‌زدگی خارج کند.

it's crucial to depoliticize the discussion around immigration.

بسیار مهم است که بحث پیرامون مهاجرت را از سیاست‌زدگی خارج کنیم.

we should find ways to depoliticize the funding process.

ما باید راه‌هایی برای غیرسیاسی کردن فرآیند تامین بودجه پیدا کنیم.

to achieve peace, we must depoliticize the conflict.

برای دستیابی به صلح، ما باید درگیری را از سیاست‌زدگی خارج کنیم.

they proposed a plan to depoliticize the media.

آنها طرحی را برای غیرسیاسی کردن رسانه ها پیشنهاد کردند.

many believe we must depoliticize the judiciary.

بسیاری معتقدند که ما باید قوه قضاییه را از سیاست‌زدگی خارج کنیم.

efforts to depoliticize the economy are underway.

تلاش‌ها برای غیرسیاسی کردن اقتصاد در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید