deposing

[ایالات متحده]/dɪˈpəʊzɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈpoʊzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل فعلی حال از depose; برای برکناری از دفتر یا موقعیت; برای شهادت دادن تحت سوگند در دادگاه

عبارات و ترکیب‌ها

deposing a king

خلع کردن یک پادشاه

deposing the leader

خلع کردن رهبر

deposing a witness

خلع کردن شاهد

deposing evidence

خلع کردن مدارک

deposing testimony

خلع کردن شهادت

deposing officials

خلع کردن مقامات

deposing authority

خلع کردن قدرت

deposing power

خلع کردن قدرت

deposing a regime

خلق کردن یک رژیم

deposing leaders

خلق کردن رهبران

جملات نمونه

the lawyer is deposing the witness tomorrow.

وکیل فردای آن شاهد را بازجویی می‌کند.

she is deposing her findings in the report.

او یافته‌های خود را در گزارش ارائه می‌دهد.

they are deposing the governor next week.

آنها هفته آینده فرماندار را بازجویی می‌کنند.

he is deposing evidence to support his case.

او مدارک را برای حمایت از پرونده خود ارائه می‌دهد.

the team is deposing experts for their research.

تیم برای تحقیقات خود از کارشناسان بازجویی می‌کند.

she felt nervous while deposing in front of the jury.

او در حالی که در مقابل هیئت منصفه بازجویی می‌کرد، احساس اضطراب کرد.

he will be deposing crucial information during the trial.

او اطلاعات حیاتی را در طول محاکمه ارائه خواهد داد.

the attorney is deposing several witnesses this month.

وکیل این ماه چندین شاهد را بازجویی می‌کند.

she was deposing her thoughts on the matter.

او افکار خود را در مورد موضوع ارائه می‌داد.

the process of deposing can be quite stressful.

فرآیند بازجویی می‌تواند بسیار استرس‌زا باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید