descendant

[ایالات متحده]/dɪˈsendənt/
[بریتانیا]/dɪˈsendənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از یک اجداد خاصی نسل‌گیری می‌کند؛ فرزند
Word Forms

جملات نمونه

a direct descendant of the monarch.

یک نواده مستقیم از پادشاه.

They are the descendants of Queen Victoria.

آنها نوادگان ملکه ویکتوریا هستند.

Quechua, the lineal descendant of the Inca language

کهچوا، نواده مستقیم زبان اینکا.

a collateral descendant of Robert Burns.

یک نواده جانبی رابرت برنز.

They were the direct descendants of the Dutch settlers.

آنها نوادگان مستقیم مهاجران هلندی بودند.

the wisdom of our progenitors. descendant

خرد نیاکانمان. نواده

Today's bicycles are descendants of the earlier velocipede.

دوچرخه‌های امروزی نوادگان ولوسیپد اولیه هستند.

The Long Island, and her sister, the Mercer Island, are enlarged, Metalclad descendants of the Akron and Macon.

جزیره لانگ، و خواهرش جزیره مرسر، نوادگان بزرگتر و با پوشش فلزی اکِرون و میسون هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید