desquamation

[ایالات متحده]/ˌdɛskwəˈmeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌdɛskwəˈmeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ریزش یا پوسته‌پوسته شدن لایه‌ی بیرونی پوست
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

skin desquamation

مقشر شدن پوست

desquamation process

فرآیند مقشر شدن

desquamation symptoms

علائم مقشر شدن

desquamation treatment

درمان مقشر شدن

desquamation condition

وضعیت مقشر شدن

desquamation phase

فاز مقشر شدن

desquamation signs

نشانه های مقشر شدن

desquamation causes

علت های مقشر شدن

chronic desquamation

مقشر شدن مزمن

acute desquamation

مقشر شدن حاد

جملات نمونه

the patient is experiencing desquamation of the skin.

بیمار دچار پوسته ریزی پوست است.

desquamation can occur after a sunburn.

پوسته ریزی ممکن است پس از آفتاب سوختگی رخ دهد.

doctors often examine desquamation to diagnose skin conditions.

پزشکان اغلب پوسته ریزی را برای تشخیص بیماری های پوستی بررسی می کنند.

moisturizers can help reduce desquamation.

مرطوب کننده ها می توانند به کاهش پوسته ریزی کمک کنند.

desquamation is a natural part of the skin renewal process.

پوسته ریزی بخشی طبیعی از فرآیند تجدید پوست است.

severe desquamation may require medical treatment.

پوسته ریزی شدید ممکن است نیاز به درمان پزشکی داشته باشد.

desquamation can be a symptom of various skin diseases.

پوسته ریزی می تواند علامتی از بیماری های پوستی مختلف باشد.

after the treatment, the desquamation gradually decreased.

پس از درمان، پوسته ریزی به تدریج کاهش یافت.

desquamation often leads to itching and discomfort.

پوسته ریزی اغلب منجر به خارش و ناراحتی می شود.

proper skincare can prevent excessive desquamation.

مراقبت های پوستی مناسب می تواند از پوسته ریزی بیش از حد جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید