dharma

[ایالات متحده]/ˈdɑːmə/
[بریتانیا]/ˈdɑrmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در بودیسم) آموزه‌های بودا; قانون طبیعت; (در هندوئیسم) اصل نظم کیهانی; وظیفه
Word Forms
جمعdharmas

عبارات و ترکیب‌ها

dharma practice

ورزش دارما

dharma teachings

آموزش‌های دارما

dharma wheel

چرخ دارما

dharma talk

سخنرانی دارما

dharma friend

دوست دارما

dharma center

مرکز دارما

dharma session

جلسه دارما

dharma path

مسیر دارما

dharma study

مطالعه دارما

dharma retreat

بازنشستگی دارما

جملات نمونه

many people find peace in practicing their dharma.

بسیاری از مردم آرامش را در انجام دادن دارما (وظیفه) خود پیدا می‌کنند.

understanding dharma is essential for spiritual growth.

درک دارما برای رشد معنوی ضروری است.

she devoted her life to teaching dharma to others.

او زندگی خود را وقف آموزش دارما به دیگران کرد.

his actions reflect his commitment to dharma.

اقدامات او نشان دهنده تعهد او به دارما است.

in buddhism, dharma refers to the teachings of the buddha.

در بودیسم، دارما به آموزه‌های بودا اشاره دارد.

practicing dharma can lead to a more fulfilling life.

انجام دارما می‌تواند منجر به یک زندگی رضایت‌بخش‌تر شود.

she believes that following her dharma brings her closer to enlightenment.

او معتقد است که پیروی از دارما او را به روشنایی نزدیک‌تر می‌کند.

he often reflects on his dharma during meditation.

او اغلب در هنگام مدیتیشن در مورد دارما خود فکر می‌کند.

they attended a seminar on the principles of dharma.

آنها در یک سمینار در مورد اصول دارما شرکت کردند.

living in accordance with dharma is a path to harmony.

زندگی مطابق با دارما راهی برای رسیدن به هماهنگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید