dictums

[ایالات متحده]/ˈdɪktəmz/
[بریتانیا]/ˈdɪktəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیانیه‌ها یا اعلامیه‌های رسمی؛ گفته‌ها یا حکمت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

legal dictums

وابسته به قوانین

moral dictums

وابسته به اخلاق

ancient dictums

وابسته به دوران باستان

philosophical dictums

وابسته به فلسفه

political dictums

وابسته به سیاست

wisdom dictums

وابسته به خرد

religious dictums

وابسته به مذهب

cultural dictums

وابسته به فرهنگ

social dictums

وابسته به جامعه

personal dictums

وابسته به فرد

جملات نمونه

his dictums on leadership are widely respected.

وابستگی به رهبری او به طور گسترده مورد احترام است.

many of her dictums reflect her personal philosophy.

بسیاری از نظرات او بازتابی از فلسفه شخصی او هستند.

he often quotes famous dictums to inspire his team.

او اغلب از نظرات معروف برای الهام بخشیدن به تیم خود نقل قول می کند.

her dictums are frequently shared in motivational speeches.

نظرات او اغلب در سخنرانی های انگیزشی به اشتراک گذاشته می شوند.

these dictums serve as guiding principles for our project.

این نظرات به عنوان اصول راهنما برای پروژه ما عمل می کنند.

his dictums about success emphasize hard work and dedication.

نظرات او در مورد موفقیت بر تلاش و تعهد تأکید می کنند.

she often reflects on the dictums of great thinkers.

او اغلب به نظرات متفکران بزرگ فکر می کند.

understanding his dictums can improve your decision-making.

درک نظرات او می تواند تصمیم گیری شما را بهبود بخشد.

his dictums on ethics are taught in many universities.

نظرات او در مورد اخلاق در بسیاری از دانشگاه ها آموزش داده می شود.

we should consider the dictums of our ancestors.

ما باید نظرات اجداد خود را در نظر بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید