legal dictums
وابسته به قوانین
moral dictums
وابسته به اخلاق
ancient dictums
وابسته به دوران باستان
philosophical dictums
وابسته به فلسفه
political dictums
وابسته به سیاست
wisdom dictums
وابسته به خرد
religious dictums
وابسته به مذهب
cultural dictums
وابسته به فرهنگ
social dictums
وابسته به جامعه
personal dictums
وابسته به فرد
his dictums on leadership are widely respected.
وابستگی به رهبری او به طور گسترده مورد احترام است.
many of her dictums reflect her personal philosophy.
بسیاری از نظرات او بازتابی از فلسفه شخصی او هستند.
he often quotes famous dictums to inspire his team.
او اغلب از نظرات معروف برای الهام بخشیدن به تیم خود نقل قول می کند.
her dictums are frequently shared in motivational speeches.
نظرات او اغلب در سخنرانی های انگیزشی به اشتراک گذاشته می شوند.
these dictums serve as guiding principles for our project.
این نظرات به عنوان اصول راهنما برای پروژه ما عمل می کنند.
his dictums about success emphasize hard work and dedication.
نظرات او در مورد موفقیت بر تلاش و تعهد تأکید می کنند.
she often reflects on the dictums of great thinkers.
او اغلب به نظرات متفکران بزرگ فکر می کند.
understanding his dictums can improve your decision-making.
درک نظرات او می تواند تصمیم گیری شما را بهبود بخشد.
his dictums on ethics are taught in many universities.
نظرات او در مورد اخلاق در بسیاری از دانشگاه ها آموزش داده می شود.
we should consider the dictums of our ancestors.
ما باید نظرات اجداد خود را در نظر بگیریم.
legal dictums
وابسته به قوانین
moral dictums
وابسته به اخلاق
ancient dictums
وابسته به دوران باستان
philosophical dictums
وابسته به فلسفه
political dictums
وابسته به سیاست
wisdom dictums
وابسته به خرد
religious dictums
وابسته به مذهب
cultural dictums
وابسته به فرهنگ
social dictums
وابسته به جامعه
personal dictums
وابسته به فرد
his dictums on leadership are widely respected.
وابستگی به رهبری او به طور گسترده مورد احترام است.
many of her dictums reflect her personal philosophy.
بسیاری از نظرات او بازتابی از فلسفه شخصی او هستند.
he often quotes famous dictums to inspire his team.
او اغلب از نظرات معروف برای الهام بخشیدن به تیم خود نقل قول می کند.
her dictums are frequently shared in motivational speeches.
نظرات او اغلب در سخنرانی های انگیزشی به اشتراک گذاشته می شوند.
these dictums serve as guiding principles for our project.
این نظرات به عنوان اصول راهنما برای پروژه ما عمل می کنند.
his dictums about success emphasize hard work and dedication.
نظرات او در مورد موفقیت بر تلاش و تعهد تأکید می کنند.
she often reflects on the dictums of great thinkers.
او اغلب به نظرات متفکران بزرگ فکر می کند.
understanding his dictums can improve your decision-making.
درک نظرات او می تواند تصمیم گیری شما را بهبود بخشد.
his dictums on ethics are taught in many universities.
نظرات او در مورد اخلاق در بسیاری از دانشگاه ها آموزش داده می شود.
we should consider the dictums of our ancestors.
ما باید نظرات اجداد خود را در نظر بگیریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید