disaggregating

[ایالات متحده]/[dɪˈsæɡrɪˌɡeɪtɪŋ]/
[بریتانیا]/[dɪˈsæɡrɪˌɡeɪtɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (present participle of disaggregate) جداسازی کردن به اجزا یا بخش‌های تشکیل دهنده؛ تجزیه کردن به واحدهای کوچکتر؛ پراکنده کردن؛ تجزیه و تحلیل داده‌ها با شکستن آن‌ها به دسته‌های یا گروه‌های کوچکتر.

عبارات و ترکیب‌ها

disaggregating data

تجزیه داده‌ها

disaggregating results

تجزیه نتایج

disaggregated views

دیدگاه‌های تجزیه شده

disaggregating factors

تجزیه عوامل

disaggregated information

اطلاعات تجزیه شده

disaggregating trends

تجزیه روندها

disaggregating components

تجزیه اجزا

disaggregated analysis

تجزیه و تحلیل

disaggregating variables

تجزیه متغیرها

disaggregating sources

تجزیه منابع

جملات نمونه

we are disaggregating sales data by region to identify key growth areas.

ما داده‌های فروش را بر اساس منطقه تجزیه می‌کنیم تا مناطق رشد کلیدی را شناسایی کنیم.

disaggregating the customer base revealed a significant segment of young adults.

تجزیه پایگاه مشتریان، بخش قابل توجهی از جوانان را نشان داد.

the research team is disaggregating survey responses to analyze demographic trends.

گروه تحقیقات در حال تجزیه پاسخ‌های نظرسنجی برای تجزیه و تحلیل روندها جمعیتی است.

disaggregating the data allowed us to see the impact of the new marketing campaign.

تجزیه داده‌ها به ما این امکان را داد تا تأثیر کمپین بازاریابی جدید را ببینیم.

disaggregating the workforce by skill set will inform our training programs.

تجزیه نیروی کار بر اساس مجموعه مهارت‌ها، برنامه‌های آموزشی ما را آگاه می‌کند.

disaggregating the budget by department highlighted areas of overspending.

تجزیه بودجه بر اساس دپارتمان، زمینه‌های بیش‌هزینه را برجسته کرد.

disaggregating the feedback provided valuable insights into customer satisfaction.

تجزیه بازخورد، بینش‌های ارزشمندی در مورد رضایت مشتری ارائه داد.

we need to disaggregate the project timeline to identify critical dependencies.

ما باید جدول زمانی پروژه را تجزیه کنیم تا وابستگی‌های حیاتی را شناسایی کنیم.

disaggregating the risk factors helped us prioritize mitigation strategies.

تجزیه عوامل خطر به ما کمک کرد تا استراتژی‌های کاهش را اولویت‌بندی کنیم.

disaggregating the performance metrics revealed inconsistencies across different teams.

تجزیه معیارهای عملکرد، عدم تطابق در تیم‌های مختلف را نشان داد.

disaggregating the market share by product category provided a clearer picture.

تجزیه سهم بازار بر اساس دسته محصول، تصویری واضح‌تر ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید