disbursed

[ایالات متحده]/dɪsˈbɜːst/
[بریتانیا]/dɪsˈbɜrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و ماضی نقلی disburse

عبارات و ترکیب‌ها

disbursed funds

بودجه تخصیص یافته

disbursed payments

پرداخت‌های تخصیص یافته

disbursed loans

وام‌های تخصیص یافته

disbursed grants

کمک‌های بلاعوض تخصیص یافته

disbursed resources

منابع تخصیص یافته

disbursed capital

سرمایه تخصیص یافته

disbursed budget

بودجه تخصیص یافته

disbursed assets

دارایی‌های تخصیص یافته

disbursed income

درآمد تخصیص یافته

disbursed benefits

مزایای تخصیص یافته

جملات نمونه

the funds were disbursed to the project team.

بودجه‌ها به تیم پروژه پرداخت شد.

payments will be disbursed at the end of the month.

پرداخت‌ها در پایان ماه انجام خواهد شد.

she disbursed the money to cover the expenses.

او پول را برای پوشش هزینه‌ها پرداخت کرد.

the scholarship was disbursed to eligible students.

بورسیه به دانشجویان واجد شرایط پرداخت شد.

after the approval, the grant will be disbursed.

پس از تایید، کمک هزینه پرداخت خواهد شد.

the charity disbursed donations to those in need.

خیرخواهانه کمک‌های مالی را به نیازمندان پرداخت کرد.

all expenses must be documented before being disbursed.

قبل از پرداخت، همه هزینه‌ها باید مستند شوند.

the government disbursed funds for disaster relief.

دولت بودجه‌ای را برای امداد رسانی در سوانح پرداخت کرد.

she disbursed the bonuses to her team members.

او پاداش‌ها را به اعضای تیم خود پرداخت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید