disbursed funds
بودجه تخصیص یافته
disbursed payments
پرداختهای تخصیص یافته
disbursed loans
وامهای تخصیص یافته
disbursed grants
کمکهای بلاعوض تخصیص یافته
disbursed resources
منابع تخصیص یافته
disbursed capital
سرمایه تخصیص یافته
disbursed budget
بودجه تخصیص یافته
disbursed assets
داراییهای تخصیص یافته
disbursed income
درآمد تخصیص یافته
disbursed benefits
مزایای تخصیص یافته
the funds were disbursed to the project team.
بودجهها به تیم پروژه پرداخت شد.
payments will be disbursed at the end of the month.
پرداختها در پایان ماه انجام خواهد شد.
she disbursed the money to cover the expenses.
او پول را برای پوشش هزینهها پرداخت کرد.
the scholarship was disbursed to eligible students.
بورسیه به دانشجویان واجد شرایط پرداخت شد.
after the approval, the grant will be disbursed.
پس از تایید، کمک هزینه پرداخت خواهد شد.
the charity disbursed donations to those in need.
خیرخواهانه کمکهای مالی را به نیازمندان پرداخت کرد.
all expenses must be documented before being disbursed.
قبل از پرداخت، همه هزینهها باید مستند شوند.
the government disbursed funds for disaster relief.
دولت بودجهای را برای امداد رسانی در سوانح پرداخت کرد.
she disbursed the bonuses to her team members.
او پاداشها را به اعضای تیم خود پرداخت کرد.
disbursed funds
بودجه تخصیص یافته
disbursed payments
پرداختهای تخصیص یافته
disbursed loans
وامهای تخصیص یافته
disbursed grants
کمکهای بلاعوض تخصیص یافته
disbursed resources
منابع تخصیص یافته
disbursed capital
سرمایه تخصیص یافته
disbursed budget
بودجه تخصیص یافته
disbursed assets
داراییهای تخصیص یافته
disbursed income
درآمد تخصیص یافته
disbursed benefits
مزایای تخصیص یافته
the funds were disbursed to the project team.
بودجهها به تیم پروژه پرداخت شد.
payments will be disbursed at the end of the month.
پرداختها در پایان ماه انجام خواهد شد.
she disbursed the money to cover the expenses.
او پول را برای پوشش هزینهها پرداخت کرد.
the scholarship was disbursed to eligible students.
بورسیه به دانشجویان واجد شرایط پرداخت شد.
after the approval, the grant will be disbursed.
پس از تایید، کمک هزینه پرداخت خواهد شد.
the charity disbursed donations to those in need.
خیرخواهانه کمکهای مالی را به نیازمندان پرداخت کرد.
all expenses must be documented before being disbursed.
قبل از پرداخت، همه هزینهها باید مستند شوند.
the government disbursed funds for disaster relief.
دولت بودجهای را برای امداد رسانی در سوانح پرداخت کرد.
she disbursed the bonuses to her team members.
او پاداشها را به اعضای تیم خود پرداخت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید